yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
یارضا بر یازده امام چو دلم تنگ می شود می آیم و طواف مزار تو می کنم
yedokhtare 웃
طفلك دلم خیلی زجر می كشد...! همش به دلم می گویم بخدا تقصیر من نبود! تقصیر زندگیست! از بس كه قصه های عاشقانه را اینگونه به گوشم رسانده بود...! نمی دانستم دوره دوره عاشق كشیست...!!!
yedokhtare 웃
خدایا کاش یه شهره بازی بزرگ برای ادم ها درست میکردی تا دست از بازی با هم دیگه بر دارن و سرگرمیشون بازی با بقیه نباشه کاش................
yedokhtare 웃
“دیگران” همیشــه برایم ” گـــران ” تمـــام شده اند بجــای آن که ” نگرانــــم ” شوند ساده هستم ساده می بینم ساده می پندارم زندگی را نمیدانستم جرم می دانند سادگی را سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم ساده می مانم… ساده میمیرم… اما… ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
yedokhtare 웃
میانو ... میرنو... تنهات میذارنو.... پشت سرتم هزار حرف میزنن ... اما خوشم میاد که خودشون تو زندگیشون به جایی نمیرسن ... میدونی چرا !!!!! چون دست بالای دست بسیار است.... !! میشکونی... میشکوننت!!!!