yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
مُد شدی جدیداً ،به همه میای ... :|
yedokhtare 웃
در این حوالی زنی بود... بود... مرد شد، مردی قابل... بس که یک تنه تمام نبودن هایت را تاب آورد... ملال از چه؟! تو با تمام زن های شهر بخند...!!! تو با تمام زن های شهر بخواب...!!!
yedokhtare 웃
مـלּ بَــد اَخـلآق نیستمـ فـقـط قـرآر نیـست بآ همــه خوب بآشَــمـ . . .