yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
گاهی باید .. آرزوهایت را ... مثل قاصدک بگذاری... کف دست .. و بسپاریشان به دست باد.. تا بروند و سهم دیگران شوند...
yedokhtare 웃
گر همه کــــــــوه شود، تکیه به نامــــرد مکن ......
yedokhtare 웃
بعضی حرف ها را هیچ وقت نباید گفت هیچ وقت... همان بهتر که خفـــــــــه شوم ولی تو ناراحت نشوی !!!
yedokhtare 웃
و تو هیچگاه نخواهی فهمید که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم ، سال هایی را که بی تو گذشت زنده مانده ام …!
yedokhtare 웃
یه وقتی هم هست که مــــزه ی بودن یکی یه جوری رفته زیر دنـــدونت که وقتی دوری ازش همهچی میشه زهرمــــــــار .....!
yedokhtare 웃
قصـــه من هنــوز تمــام نشـده … نمیـدانم چرا کــلاغــم زود به خـــانه اش رِسیــد …!!
yedokhtare 웃
من پذيرفته ام كـه زندگي قرار نيست جور ديگري باشد! همين است، نه كمتر،نه بيشتر...