yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
פֿـבایـا اَز تـمـاҐ בنــیـــایـَت فـقـــط یــڪـ نـَفــر رآ مـےِ פֿــפاهــــَم زیـاב اَســـت ؟
yedokhtare 웃
یاد روز هایی می افتم که به تو میگفتم عزیــــزم و تو چه شیرین می خندیدی... کاش همان موقع میفهمیدم به حماقت من میخندی.... و حالا ... حالا... به هرکس که میگویم عزیزم ، اول از حماقت خودم کاملاً مطمئن میشوم...
yedokhtare 웃
به سلامتی هر کی امشب تنهاست میتونسته مثل طرفش امشب و با خیلیها باشه اما قیمت و شخصیت و شعورش بالاتر از این بود که با هرکسی باشه...
yedokhtare 웃
میانو ... میرنو... تنهات میذارنو.... پشت سرتم هزار حرف میزنن ... اما خوشم میاد که خودشون تو زندگیشون به جایی نمیرسن ... میدونی چرا !!!!! چون دست بالای دست بسیار است.... !! میشکونی... میشکوننت!!!! و خدایی هست هنوز...