yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
ساکت مثه دیواری که به حرفه همه فقط گوش میده .....
yedokhtare 웃
من واسه ايـنکـه اين انـگـشتـا ديـگـه نلـرزن خيلي زحمت کـشـيدم ... ديـگـه بـرنـگـرد ...
yedokhtare 웃
هی فلانی.. من زاده ی تنهاییم ، خدا تو را برای "او " نگه دارد ....
yedokhtare 웃
کاش میشد همه چی رو خاموش کرد پرده ها رو کشید در ها رو قفل کرد و رفـــــــت ...
yedokhtare 웃
✘و تنهـــا همـــــــــــدرد یک لیوان نسکافــــــــه داغ! تا عـــطرش مرا از دردهایم فــــــــــارغ کند .. چه سخـــــت است نه؟! وقتی که بــــوی عـــــطر تــنــی نیست تا تسکین درد هایت باشد؛ آدم به عـــــطر یک لیوان نسکــــــــــــافه دل ببندد…✘