yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
مـטּ تــافتـﮧ جـُבا بــافتـﮧ نیستــم! مـטּ بــا همـﮧ بــافتــه شـבه ام! تنـهـا פֿـواب آلــوב و بـے حــوصلــه بــوבه انـב، פֿـُבآ و فــرشتگـآטּ سینـﮧ چــاڪش، بـﮧ وقـﭞ بــافتنــم انگــار{!}
yedokhtare 웃
مطمئنم آخرین دیدار نبود............ تو همیــن دنیا تـــورو می بینم.......... خبری از تـــو به دستم می رسه ! من به هر دوبـاره ای خوشبینـم
yedokhtare 웃
کسی که از روی هوس با تـــو رفاقت می کنه ...........وقتی که عاشقش شدی ..............آسون خیــانـت می کنه .
yedokhtare 웃
چرا یادت نمی مونه یکی تنها کَسِت میشد.............. خداحافظ که می گفتی یکی دلواپست میشد
yedokhtare 웃
نه امیدی به چشماتِ نه میشه از دلت رد شد ..................همین دلبستگی خوبه نمیشه با دلت بد شد
yedokhtare 웃
آروم آروم دوباره دل هوای گریه داره بعد رفتنت............ دلتنگتم دوباره جونم و می گیره عطر پیرهنت.............
yedokhtare 웃
تو اونور دنیا باشی پشت ابرا باشی دوست دارم..........
yedokhtare 웃
تو درد مرا نفهمیدى ، درد من تــــو نبودى . . . درد من نبودن تــــو بود که نفهمیدى . . .
yedokhtare 웃
فـَـقـَط چَـنــد قـَــدَم مانـده بـــود... بــِـرسَـم بـه " تــو " اَگــر ايـن خواب لَعــنَتـي ، ديشَـب اِدامـه داشـت...!
yedokhtare 웃
یک روز ... یک نفر در زندگی ات قدم خواهد گذاشت و باعث خواهد شد که بفهمی چــــــــــــــرا با کَس دیگری هرگز اینطور نمی شد
yedokhtare 웃
بــــاز هـــــم خیال تــــو مــــرا برداشــــت کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم
yedokhtare 웃
دستان من نمیتوانند نه ، نمیتوانند هرگز این سیب را عادلانه قسمت کنند ! تو ، به سهم خود فکر میکنی من ، به سهم تو ...
yedokhtare 웃
ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من ؟
yedokhtare 웃
کجایی مهربونم....... بی تو دنیام دیگه چیزی نمونده زیر و رو شه....