yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
در عاشقی ام دلیل کم آوردم..
yedokhtare 웃
کـــــــ ــا ش بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــودی
yedokhtare 웃
بخدا بـزرگـترین " نامـــَــردی " آن است که به اصطلاح مـَـردی ، شعله ی عشق را درون یک " زن " روشن کند ؛ بدون آنکه قصد دوست داشتن او را برای هـمیـشه داشته باشد ...
yedokhtare 웃
میدانید يــــاد گـــرفتــــمـــ ... که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بيشتر زنــده نيستــــ ... يــاد گرفتـــم کــه عشــق يعنــي فاصــله و فاصــله يعنــي دو خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند...و ياد گرفتـــم که هر چــه عا شــق تــري ، تنهــــــــاتـــریــــــ
yedokhtare 웃
سردم . اما چشمهایم داغ است و می سوزد . . .
yedokhtare 웃
ترانه های لعنتیــــــــ ـ ـ حرف دل آدم را میزنند ...
yedokhtare 웃
درد دارد امروز حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که تا دیروز تمام حرفهایت را فقط به او میگفتی..!
yedokhtare 웃
سیاه بختی ام زیر سرِ سادگیهایم بود بیخود به دنیا بد و بیراه گفتم ...
yedokhtare 웃
خدایا از مخلوقاتت دل سردم از جهانت دلم گرفته از دعا هایم دل شکسته اما... از تو و یاد تو دل گرمم... دلم گرفته به اندازه بزرگی تمام دنیا...