yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
هی زندگی ، دیگر نه پله هایت را میخواهم و نه مارهایت را ! فقط بگذار تاس بریزم و بروم
yedokhtare 웃
نا مهربانان شما که می دانستید دلم " ریش " است چرا "نمکدان" به دست آمده بودید...؟!!
yedokhtare 웃
خدا تو رو می خوام نه واسه اینکه ازت چیزی بخوام خدا تو رو می خوام نه واسه حل مشکل و غصه هام خـــــدا .... تو رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و (بهشت) .... خــــــدا !! تــو رو مــی خـــــــــوام... نه واسه ی سکه و پول و مقام (ماديات) خدا تورو می خوام چون غيرِ تو كسي هميشه پيشم نميمونه .. كسي مثِ تو دوسم نداره كسي جز تو ندارم ...
yedokhtare 웃
بوی تنت هم با من لج كرده !!! هرچه میكنم..! به خاطر مشامم نمی آید...
yedokhtare 웃
از این گردش گردون نصیبم غم و درده ..................... چه عشقی دارم اون روز که گردونه نگرده
yedokhtare 웃
خدایا... یک دقیقه سکوت میکنم ، به احترام کسانی که در حسرت یک نگاه تو مردند...
yedokhtare 웃
یک ذره محبت کردی .............. یک عمر عاشقی کردم.............. حالا ببین فرق یک ِ من و تو چقدر است
yedokhtare 웃
و "رفت". همینـــ... قصـه ام کـوتـاه بـود
yedokhtare 웃
ﺑـــﻪ ﺑﻌﻀــﯽﻫـــﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻬــــــــﺎ ﻣﯿـــﺪﯼ ﮐـﻪ ﯾـﻪ ﺭﻭﺯ ﺧــﻮﺩﺗــﻢ ﺩﯾﮕـﻪ ﻧﻤﯿﺘـــــﻮﻧـﯽ ﺑﺨــــﺮﯾـــﺶ!!.
yedokhtare 웃
من بدترین و بهترین روزای عمرم با تو بود ...... تصورم خوب بود ازت اما چه سود اما چه سود ...... یه اشتباه چی داشت واسم ! خودخوری و هی سرزنش ..... ازین به بعد من دلمو دست کسی نمیدمش .....
yedokhtare 웃
ســنـگـیــن اســت تـکــلـیــف بــی تـو بـودن !!
yedokhtare 웃
دستت که بلرزد اشتبــــــــاه می نویسی ! پایت بلرزد اشتبـــــــــاه می روی ! دلت که بلرزد ...! وا مصیبتا