yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
@....... بـرگــرد عـزیز لــعـنـتـــی من . . . نمـیـخـــــــــوام غـریـبــه ها به مـن بـگن عـشـقــم ؛ من عـشـق تــــــــــو هستـم !! خـــسـتـه شدم از این روز هایی که بی تــــــــو . . . با پـاکـت سـیـگــــــارم گـذشـت . . .!!!
yedokhtare 웃
نگرانم؛ پــدر آلزایمر گرفته! میترسمـ منو دوباره به دنیا بیاره ...
yedokhtare 웃
تو، شوخی زیبایی بودی که خداوند با من کرد ! زیبا بود امّا شوخی بود ! ... حالا. . . اما تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است ! من، تاوان اشتباه خود را پس می دهم. . .! تمام این تنهایی تاوان «جدّی گرفتن آن شوخی» است!
yedokhtare 웃
@ ....به جای بخششم این بار به جای خالیم عادت کن به اون که بعد تو اینجاست تا میتونی حسادت کن..!