yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
امشب وقیحانه دلم یک "تو" میخواهد ...
yedokhtare 웃
دلم خیلی گرفته از خیلیا ...
yedokhtare 웃
عاشقانه هایم همه را به زانو زده ! تو به عشق چه کسی ایستاده ای . . .
yedokhtare 웃
من زن بدنیا نیامده ام که هوس تو را بر اورده کنم .......من زن بدنیا امده ام تا عاشقی کردن را باهم تجربه کنیم ........انسان بودن را زندگی کنیم
yedokhtare 웃
دیگــر کسی را دوست ندارم…
yedokhtare 웃
من گمان میکردم،رفتنت ممکن نیست!! رفتنت ممکن شد... باورش ممکن نیست!!!!!!
yedokhtare 웃
بیا بغلم... میخوام ببوسمت ... بزارمت کنار ... !
yedokhtare 웃
בُخـ ـتَـرآنـِ ـگے هـ ـآیـَ ـم لـَ ـطیـ ـفَنـב بـ ـآ زِبـ ـرے مَـ ـرבآنـِ ـگے هـ ـآیـَ ـت خـَ ـرآششـ ـآטּ نـ ـבه! בُخـ ـتَـرآنـﮧ گـ ـے هـ ـآیـَ ـم نـ ـیآز بـ ـﮧ مـَ ـرבآنـِ ـگے هـ ـآیـَ ـت نـَ ـבآرَنـ ـב بـَُ ـرو مـَ ـرבآنـِ ـگے هـ ـآیـَ ـت رآ بـ ـآ زَنـ ـآنـِ ـگے هـ ـآے یــِ ـکے دیـ ـگــَر اِرضـ ـآ کـ ـטּ
yedokhtare 웃
سیگار همان آرامش قشنگیست که تو هیچ وقت به من ندادی....
yedokhtare 웃
روزش یا سالش اصلا مهم نیست ولی , وقتی دو قدم مانده به اخر دنیایم ، شاید هم هفته ای قبل از مرگم .. همه را برای وعده ای خبر دار خواهم کرد..مهمانی(!) جشن شاید هم مجلس ترحیم قبل از موعد .. چه معنی دارد در مجلس خودم نباشم .. همه را دعوت میکنم همه دوستانم را برای شام .. شام را که خوردیم پیک های بعدش رابه سلامتی رفاقتمان میزنیم این را به همه بگویید که سیگــــــــــــــ ـــــار بعدش اجباریست همه باید بکشند .. راستش ترسم از مرگ نیست ، این روزها ، بس که پای نوشته هایم مینشینم وقتی برای دوستانم نمانده .. میترسم.. میترسم ان روز دوستی برایم نماند ، جز دفترها و شعرها و سیگارم ...
yedokhtare 웃
یه کاری کن از این بیشتر نیفتم تو غم آخر نذار شمع حضور من یه شعله شه تو خاکستر نگو دوره ، نگو دیره نگو این قصه دلگیره یه عمری رفته از دستم نیای عشق تو می میره