yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
مراقب خودت باش، زخم خوب نشده ی من!
yedokhtare 웃
من میدهم ؛ جان ، شما هم مرا بکنید ؛ دفن...
yedokhtare 웃
خیال بوسیدنت.. یک لحظه هم دست از سرم بر نمیداره... بی انصاف.. هرشب به خوابم نیا..!!!
yedokhtare 웃
تو که میدونی همه ی عمرمو اونجا گذاشتمو رفتم.. تو که میدونی به جز آغوشه تو جایی رو نداشتمو رفتم.. اگه رفتمو تو سراغمو نمیگیری هنوزم که هنوزه.. اگه به جز خودم کسی نیست که دلش برای من بسوزه..
yedokhtare 웃
هی لعنتی...!! مرا الکی دوست داشته باش...! دیگر... به دروغ راضی شده ام..!!
yedokhtare 웃
دردها هنوز ادامه داره … بدون اینکه تو باشی … میدونی بعد تو چی موند برام … یه دنیـــــــــــــــــــا زجـــــــــــــر زجـــــــــــــــــــــر زجــــــــــــــــــــــــــــر
yedokhtare 웃
كـــــــاشــ ميتوانستمـــ دلــــمــ را بـــه آرزويشـــ برسانمـــ ..
yedokhtare 웃
با این شراب ها مست نمی شوم دیگر .... باید دوباره سراغ چشم های تو بیایم!