یه دخــــــــــــتره جلوم تو خیابون راه میرفت کفشـــــــــــی پوشیده بود هـــــــــــــــا،پاشنه 65سانتی خو خواهـــــــــــر من،خو مــــــــــــــــــــادر من ، قدت تو حلقم ،چرا خودتو ضجر میدی؟؟؟؟ خو یه دفه ای بشین رو شٌتٌــــــــــــــر بیا خیابون
عزیز من، برادر من، داداش من، بی شعوری که آبنبات چوبی می سازی وسطش آدامس نمیذاری با شمااااا هستممم ...45 ساعته لیس زدم این لعنتی رو به عشق اون آدامسه ! آدامس نبود وسطش. این درسته؟ آدمی تو ؟ شرف داری تو ؟ یعنی امشب سرتو راحت میذاری زمین میخابی ؟ اره ؟؟؟ بترس از اون روزی که عمـــــه دار شی...بترس!!!
@♥ღ سکوت زندگی♥ღ ...من و تـــو از همان روز اول ، محکــوم به از دست دادن بــودیــم ! تـو ، همان یک ذره احســاست را ... و من ... تمــام زندگــی ام را !!!