yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
@....... بـرگــرد عـزیز لــعـنـتـــی من . . . نمـیـخـــــــــوام غـریـبــه ها به مـن بـگن عـشـقــم ؛ من عـشـق تــــــــــو هستـم !! خـــسـتـه شدم از این روز هایی که بی تــــــــو . . . با پـاکـت سـیـگــــــارم گـذشـت . . .!!!
yedokhtare 웃
دلتنگی های من به تو رفته اند... آرام می آیند... در دل می نشینند... دیگر نمی روند...
yedokhtare 웃
نگرانم؛ پــدر آلزایمر گرفته! میترسمـ منو دوباره به دنیا بیاره ...