yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
برای ماندن، بهانه میخواستی یاریاَم نکرد آسمان؛ بارید بدم میآید از باران!
yedokhtare 웃
کافر نیستم اما یکبار نشد ایت الکرسی بخوانم و ازسفر چشم های تو به سلامت برگردم! "رضا كاظمي"
yedokhtare 웃
همه فکر میکنند این شعرها برای توست حال آنکه من هنووز برای از تو نوشتن مشق میکنم.
yedokhtare 웃
امروز نبودی... اما خیلی چیزها بود... من بودم باران بود چتر بود بغض بود و اینکه همراه همیشگی ام هم بود... جای خالیت را میگویم..
yedokhtare 웃
وقتهایی هست که جز به بودنت دلم رضایت نمیدهد حالا...... من از کجا تو بیارم
yedokhtare 웃
يـه جـايـي تــــوي قلـبـت هسـت كــه روزي خـونــه ي مــن بـــود....
yedokhtare 웃
در این سـرمـای عـاطـفه هــا خــــــودم را می پیچانـم ، به خاطراتت هنوز هم یــــــادت یک تـابـستـان گــرمـاسـت ...!
yedokhtare 웃
کاش , روزهــــــــــــایِ دلتنگی ِ مـــــــــــن..... مثل ِ "دوست داشتن هایِ" تـــــــــــو کـــــــــــوتاه می شد
yedokhtare 웃
هنگام رفتن، پا بر کجای دلم گذاشتی!؟؟ که از رد آن، هنوز هم درد می کشم ...
yedokhtare 웃
بیا یڪ شب جاهایماלּـ را عوضــــ ڪنیــم مـלּـ معشوقــﮧ مـےشومــــ و تو عاشــــق باشــــ مـלּـ خیانــت مـےڪنــم و تــو فراموش ڪـלּـ ωــختــــﮧ نــﮧ؟!
yedokhtare 웃
در مسیر جاده ... تا دوردست ها ... ردپای نگاه من است ! اما تو نیستی ...!
yedokhtare 웃
چقدر این جمله غمگینه " تمومه قصه بازی بود " تمومه عشق تو چشماش بفهمی صحنه سازی بود....
yedokhtare 웃
God I love her so much .. Help me