yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
زندگی زیباست ولی عادلانه نیست....
yedokhtare 웃
مگر نگفته بودی(سوره الزُخرُف، آیه 67) : در روز قیامت، دوستان صمیمی، همدیگر را نخواهند شناخت و دشمن هم خواهند شد ... خدایا...؟؟؟؟؟؟؟؟ پس چرا همه دوستانم دشمنم شده اند... ممنون که قیامتت را به جای دنیا قالبمان کردی...
yedokhtare 웃
زینب جان! شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما "بی حسین" شدن تو بود، و شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم...
yedokhtare 웃
دست من و تو نیست اگر نوکرش شدیم........ خیلی حسین زحمت مارا کشیده است
yedokhtare 웃
چشمان عروسکم را می گیرم..... نمی خواهم مثل من ببیند و حسرت بکشد می ترسم بهانه گیر شود!
yedokhtare 웃
تـقصـیر تـــو نیـست … حـتمـاً اشـتبـاه از متـصـدی ِ آرزوهـا بـوده کـه تـو نصـیب ِ دیـگری شـدی !
yedokhtare 웃
مادرم نماز مي خواند و من آواز ! . . . . . عقايدمان چقدر فرق دارد ! او خداي خودش را دارد منم خداي خودم را ! خداي او بر روي قانون و قاعده است و از قديم همين بوده ! خداي من بر اساس نيازم و تجربياتم است و هر روز کامل تر از ديروز است ! او خدا را در کنج خانه و معجزه مي بيند ! من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره اي باران ، بغض هايي پر از اشک ، در شادي از ته دل ! در ثانيه به ثانيه زندگيم ! او جلوي خدايش سجده ميکند ! ولي من در آغوش خدايم آرام ميگيرم ! نمي دانم خداي من واقعي تر است يا او !
yedokhtare 웃
دلم میسوزه واسه آدم هایی که همیشه در فردا زندگی میکنن......... به خیال داشتن عمر نوح
yedokhtare 웃
کاش اینجا میشد به خودمونم تلنگر زد ..... بعضی وقتا لازمه!!!
yedokhtare 웃
لعنت به اين سيگار.... از وفايش خسته شده ام ........ چرا مثل بقيه تركم نميكند
yedokhtare 웃
دلم نه عشق میخواهد و نه دروغ های قشنگ ... نه ادعاهای بزرگ و نه بزرگهای پر ادعا ...