Alireza
در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!
باران بهاری
یاد ، آن که جز به روی منش دیده وانبود / وان سست عهد ،جز سری از ماسوا نبود
فرزاد
اینجا چطوری میشه یه گروه درست کرد؟
مدادتراش
یا به زوال می روم یا به کمال می رسم / یک سره کن کار مرا بگو که عاشقم بگو
mohamad
ایا میدانستید زمین گرد است.
Electrical Engineer
یارمرا،غارمرا،عشق جگرخوار مرا ... یار تویی غار تویی،خواجه نگه دار مرا
محمد حسین
لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را /در دل ابر نگهداری باران سخت است
Alireza
خیلی دلم گرفته هوای گریه دارم !
Alireza
خار اگر باشم چه غم گل هم ز خار است ای پری /درد و درمانم یکی ، دردم ز یار است ای پری