Alireza
در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!
Alireza
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم/درپی سلسله ی سلسله مویی بودیم
Alireza
دانی که را سزدصفت پاکی ؟ / هر کاو وجود پاک نیالاید
Alireza
هرکس به طریقی دل ما میشکند/بیگانه جدا دوست جدا میشکند
Alireza
یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا / شعله از توست اگر گرم زبانی ست مرا
Alireza
ما بلندترین تاریکی (شب یلدا) را به هم تبریک میگوییم اما از کنار بلندترین روشنایی (اول تیر) به راحتی میگذریم . روشنایی روزهای عمرت بلند همچون اول ِتیر .
Alireza
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی/ عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست؟
Alireza
دلداده کسی بود که دل داده به دلدار/ دلبر دل من برده و دلباخته ام من
Alireza
ولله که شهر بی تو مرا حبس می شود / آوارگی و کوه وبیابانم آرزوست
Alireza
گاهی وقتها فکرکردن به بعضی ها , ناخوداگاه لبخندی روی لبات میشونه . دوست دارم این لبخندهای بیگاه و این بعضی ها رو ...
Alireza
همه عمر برندارم سرازاین خمار مستی/که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
Alireza
ما را نه غروریست نه فری نه کلاهی/خاکیم به زیر قدم خویش نگاهی
Alireza
مردم درين فراق و در آن پرده راه نيست / يا هست و پرده دار نشانم نمى دهد
Alireza
ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود / وين را ز سر به مهر به عالم سمر شود
Alireza
يار دارد سر صيد دل حافظ ياران / شاهبازى به شكار مگسى مى آيد
Alireza
تا معطر كنم از لطف نسيم تو مشام / شمه اى از نفحات نفس يار بيار