Alireza
در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!
Alireza
دنبالریونِ گل ما بریم که بازی داره شروع میشه...
Alireza
طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم / یادش همه شب در دل غمگین دارم
Alireza
نبینم بیکار نشستی غمگین وتنها کلاه قرمزی شروع شده ها ...
Alireza
چن لحظه دیگه کلاه قرمزی شروع میشه از دس ندید که ته خندس..
Alireza
پنج شنبه نایب الزیاره همه ی دنبالری ها شدم جاتون خالی نماز جماعت تو صحن انقلاب زیر آفتاب چه حالی داد...
Alireza
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند /برجای بدکاری چو من یکدم نکوکاری کند
Alireza
خورشید درخشان به کفم بود ، ولی من /از شمع ، دل شعله وری خواسته بودم