2yousef
تاریخ قبرستانی است طولانی و تاریک، ساکت و غمناک، قرن ها از پس قرن ها هم تهی و هم سرد، مرگبار و سیاه و نسل ها در پی نسل ها، همه تکراری و همه تقلیدی، و زندگی ها، اندیشه ها و آرمان ها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ! ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شب های پیوسته، آشوبی، لرزه ای، تکان و تپشی که همه چیز را بر می شود و همه خواب ها را برمی آشوبد و نیمه سقف ها را فرو می ریزد؛ انقلابی در عمق جان ها و جوششی در قلب وجدان های رام و آرام، درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانه هایی از یک «تولید بزرگ»، شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده یک نجات! همه جا ناگهان، «حیات و حرکت»، آغاز یک زندگی دیگر، پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین، به سرزمین، به این قبرستان تیره و تباه که در آن انسان ها، همه اسکلت شده اند، فرود آمده اند. این شب قدر است.
2yousef
دختری با سری به بزرگی یک متر
2yousef
حدود 5 سال پیش ، یک نفر از هم محله های برادر بزرگم ریاضی خونده بود ، بعد از کلی بیکاری رفته بود علوم حوضوی می خوند . هرچه کتاب داشت ریخته بود بیرون . گفتم : چرا با این کتابها این کار را کردی ، گفت : وقتی این کتابه را میبینم کل مشکلاتی که برا خوندنش کشیدم و بیحاصل شد ناراحت میشم . 3 جلد کتلب ریاضیات "لیت هولد" را من برداشتم . من هم جا نداشتم . متاسفانه همه را ریخت بیرون .
2yousef
خنده بر لب می زنم تا کس نداند درد دل / ور نه این دنیا که ما دیدیم ، خندیدن نداشت
2yousef
انان که شما را به اباد کردن آخرت دعوت میکنند . برای ابادی این دنیایشان دزدی های میلیاردی می کنند .
2yousef
پـس از باران و چه زیبـاست ترنـم قـطرات بـاران ...
2yousef
میدانــی ؛ عجیب درد دارد . . . !! مرهــم باشــی و دور باشــی
2yousef
چه بود حاصل هستي به گلستان وجود / غير بشكفتن و پژمردن و بر بــاد شدن / اثري نيك ببايد به جهان ورنه چه سود / به جهان آمدن و رفتن و از يـــاد شدن
2yousef
ميخواهم دلم را زنجير كنم تا ديگر پر نگيرد برايت اما مگر ميگذارد نگاهت!!!
2yousef
مرا ببخش ! اگر گاهی طاقتم تمام میشود... و با دهانی بسته , به لهجه اشکها صدایت میکنم!...
2yousef
یکبار خواب دیدن تو ...........به تمام دنیا می ارزد
2yousef
زمانی که دست زندگی سنگین و شب بی ترانه است ِ هنگام عشق و اعتماد است . و دست زندگی چه سبک می شود و شب چه پرترانه ِ آنگاه که به همه عشق می ورزیم و اعتماد داریم .آنگاه همه چیز چیز سبک تر می شود و ترانه ها از میان تاریکی برمی خیزند .
2yousef
کا[!]ت برای بی قراری دلم آرامش چشمانت