2yousef
گاهی که شبهای مهتابی بدون تو کوچه های محله را قدم می زنم زمین زیر پایم راه نمی رود
2yousef
چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده است می دانی که ... جز از تو یا برای تو نمی نویسم : چقدر دلم برایت تنگ شده است .
2yousef
سلامم را می نویسم که زحمت گشودن لبهایت برای پاسخش را نبینم همین که ته دلت چیزی مثل پاسخ تکان بخورد برایم کافی ست .
2yousef
بی انصاف این گره با یک نگاه تو باز میشد تمام دندانهایم درد میکند . . .
2yousef
هنوز هم… از بین کارهای دنیا… دل بستن به دلت بیشتر به دلم می چسبد
2yousef
بیچاره آسمان … دلش به خورشیدى خوش است که هر روز دورش میزند . . .
2yousef
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست/ ولی عیش بی یار نشود یار کجاست . . . ؟
2yousef
من تنگ دلم یا که جهان تنگ شده / تیره بصرم یا كه افق این رنگ شده / گوش من بی حوصله بد میشنود / یا ساز طبیعت خشن آهنگ شده . . .
2yousef
اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت / دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت. . .
2yousef
میرسد روزی که بی هم میشویم/یک به یک ازجمع هم کم میشویم /میرسد روزی که ما،در خاطرات /موجب خندیدن و غم میشویم /گاه گاهی یاد ماکن ای رفیق /میرسد روزی که بی هم میشویم
2yousef
آنجا آنسوی سرزمین های گناه و لذت و ترس آن سو تر از حتی رودخانه بهشت موعود سرزمینی است از آن خودت که در آنجا با فراغت می توانی به خودت فکر کنی در اوج مناعت بی آنکه مثل مجرم ها به نظر آیی یا نقاب مظلومانه و معصوم یک انسان خوب روی صورتت سنگینی کند...
2yousef
ای سرو ناز حسن که خوش میروی به ناز /عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز
2yousef
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد