2yousef
یک عمر اهل سلسله کردند یاد زلف / کوته نشد حکایت بست و گشاد زلف
2yousef
دور شدم از تو دلم شور زد / ساز دلم نغمه ی ناجور زد / آه از آن چشم که با یک نظر / بال و پرم را گره کور زد !
2yousef
می سپارم به نسیم ، بوسه از جنس بلور / دل من تنگ تو باز ، باد در حال عبور / بوی چشمان تو را میرساند به مشام / می دهد آرامش ، به دل نا آرام
2yousef
ای کاش نگاه خسته را خوابی بود / یا در شب بی ستاره مهتابی بود / ما مثل دو کاج دور از هم هستیم / ای کاش که بین من و تو تابی بود
2yousef
کابوس نبودی که رهایت بکنم / از خاطره عشق جدایت بکنم / آنقدر عزیزی که دلم می خواهد / هر چیز که دارم فدایت بکنم
2yousef
خدا را ای رقیب امشب دیده بر هم نه / که با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم
2yousef
اشک سیمینم بدامن بود ، بی سیمین تنی / چشم بیخوابی ، زچشم نیم خوابی داشتم
2yousef
عقل شد مالک آن دل که تهی گشت ز عشق / کفر شد وارد این خانه چو ایمان برخاست
2yousef
من عاشقم گواه من این قلب چاک چاک / در دست من جز این سند پاره پاره نیست
2yousef
غبار آیینه دل حجاب دیده ماست / وگرنه شاهد ما بی نقاب می گذرد
2yousef
نوید آمدنت می دهند هر روزم / تو فارغی و من از انتظار می سوزم
2yousef
حالت سوخته را سوخته دل داند بس / شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست
2yousef
تو تا ز شرم فکندی به چهره زلف سیاه / فغان زمن بر آمد آفتاب گرفت
2yousef
مرا عهديست با جانان که تا جان در بدن دارم /هواداران کويش را چو جان خويشتن دارم /صفاي خلوت خاطر از آن شمع چگل جويم/ فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم / به کام و آرزوي دل چو دارم خلوتي حاصل/ چه فکر از خبث بدگويان ميان انجمن دارم
2yousef
از عشق پرسیدم چه برایم آوردی ؟ گفت : قلبی شکسته و خستگی چندین ماهه دیدم راست گفت . نگاهی به خود انداختم و گفتم چقدر پیر شده ام...