2yousef
بد ترین غم اینه که وارد زندگی بشی که توش عشق وجود نداشته باشه تقریبا مثل این میمونه که این دنیا رو ترک کنی بدون اینکه به کسایی که دوسشون داری چیزی از عشقت گفته باشی . . . !
2yousef
دستایی رو پیدا کن که در ضعیف ترین حالتت نگهت دارن، چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن قلبی رو که وقتی توی بد ترین حالت هستی دوست داشته باشه؛ اگر تونستی اینارو پیدا کنی بدون که عشق رو پیدا کردی . . .
2yousef
رابطه ای رو که مرده ، هر ۵ دقیقه ۱ بار نبضشو نگیر دیگه مرده . . .
2yousef
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم . . .
2yousef
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند . . .
2yousef
دنیای بیرحمیست چه زود پیش چشم عزیزانمان ارزان می شویم چاره کم کردن رابطه ست که لااقل به مفت نفروشنمان . . .
2yousef
اگر تو نبودی عشق نبود همینطور اصراری برای زندگی اگر تو نبودی ، زمین یک زیر سیگاری گلی بود جایی برای خاموش کردن بی حوصلگی ها اگر تو نبودی من کاملا بیکار بودم هیچ کاری در این دنیا ندارم ....جز دوست داشتن تو !
2yousef
نه مـــــیشه باورت کنم ،نه میشه از تو رد بشم / نه میــــشه خوب من بشی ،نه میشه باتوبد بشم / نه دل دارم که بشکنی، نه جون دارم فدات کنم / نه پای مونـــــــدن منی، نه میتونـــــم رهات کنم / نه میتونه تو خلوتـــــــش، دلم صدا کنه تو رو / نه میتونم بگم بمـــــون، نه میتونم بگم بـــرو / کجا برم که عطرتـــــو ، نپیچه توی لحظه هــام / قصه مو ازکجـــــا بگم ، که پا نگیــری تو صدام / چه جوری ازتو بگذرم ، تویــــــی که معنی منی / تویی که ازمنی اگــــــر ، تیشه به ریشه میزنــی / نه ساده ای نه خط خطی ،نه دشمنی نه هم نفس / نه باتو جای موندنــــه ،نمونده راه پیشو پــــس / نه میشه باتوباشمــــــــو،اسیردست غم نشــــــم / فقط میخوام با خواستنت،تاهستم ازتو کم نشم.
2yousef
وقتي دلت خسته شــد ، ديگر خنده معنايي ندارد ... فـقـط مي خندي تا ديگران ، غم آشيانه کرده در چشمانت را نـبـيـنـنـد ! وقتي دلت خسته شــد ، ديگر حتي اشکهاي شبانه هـم آرامت نمي کنند ... فـقـط گريه مي کني چون به گريه کردن عادت کرده اي ! وقتي دلت خسته شــد ، ديگر هيچ چيز آرامت نمي کند به جز دل بريدن و رفتن ..........و چه سخت است دل کندن ...........دل کندن اگر اسان بود . فرهاد به جای کوه دل میکند .....پس آرامی نیست مرا
2yousef
یاد دارم در یک غروب سرد سرد / می گذشت از توی کوچه دوره گرد / دوره گردم دار قالی میخرم / دست دوم جنس عالی می خرم / گر نداری کوزه خالی می خرم / کاسه و ظرف سفالی میخرم / اشک در چشمان بابا حلقه بست / عاقبت آهی زدو بغضش شکست / اول سال است و نان در سفره نیست / ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ / سوختم دیدم که بابا پیر بود / بد تر از آن خواهرم دلگیر بود / بوی نان تازه هوش از ما ربود / اتفاقا مادرم هم روزه بود / چهره اش دیدم که لک برداشته / دست خوش رنگش ترک برداشته / مشکل مادر درد نان نبود / حتم دارم که خدا آنجا نبود / باز آواز درشت دوره گرد / پرده اندیشه ام را پاره کرد / دوره گردم دار قالی میخرم / دست دوم جنس عالی میخرم / خواهرم بی روسری بیرون پرید / آی آقا سفره خالی می خری؟؟؟
2yousef
چرا نمی تونم از خانه پست ارسال کنم ؟
2yousef
آنگاه که کسی در اندیشه توست گفتن آسان تر است شنیدن آسان تر است بازی کردن آسان تر است کار کردن آسان تر است آنگاه که کسی در اندیشه توست، خندیدن آسان تر است
2yousef
عشق ان نیست که دلدار بگوید / عشق ان است که ز دلدار بجوشد
2yousef
من به خیال شبت ای دوست گرفتار شدم / فارغ از خود شدم و تشنه لبهات شدم
2yousef
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند، فرشته پری به شاعر داد و شاعـر شعری بـه فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعـر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت: دیگر تمام شد. دیگرزندگی برای هر دوتان دشـوار می شود. زیرا شاعری که بـوی آسمـان را بشنود، زمیـن برایش کوچـک اسـت و فـرشته ای کـه مـزه عـشق را بچشد، آسمـان برایش تنـگ فرشته پیش شاعر آمد و گفت: می خواهم عاشق شوم. شاعر گفت: اما پیش از عاشقی باید عصیان کرد و اگـر چنین کنی از بهشت اخراجت می کنند. فرشته رفت و از میوه درخت ممنوعه خورد. اما پرهایش ریخت و پشیمان شد. آنگاه پیش خدا رفت و گفت: خدایا مرا ببخش. من به خودم ظلم کرده ام. عصیان کردم و عاشق شدم. آیا حالا مرا از بهشت بیرون می کنی؟ خدا گفت: پس تو هم این قصـه را وارونه فهمیدی! پس تو هـم نمی دانی تنها آن که عصیـان می کند و عاشق می شود، می تواند به بهشت وارد شود! و آن وقـت خدا نهمین در بهشت را باز کرد. فرشته وارد شد و شاعـر را دیـد که آنجـا نشسته است در سوگ هشت بهشت و رنج هبوط! فرشته حقیقت ماجرا را برایش گفت. اما او باور نکرد. هیچ کس باور نکرد