2yousef
خداحافظ... آخرین کلامی که از تو شنیدم و باز قصهی تلخ جاده و آن راه بلند... که تو را از خلوت من می ربود آسمان می گریست شیشه ها می گریستند و من مبهوت رفتنت در پس شیشه های مه آلود بغض دردناکم را بلعیدم دیوانه وار خندیدم و تو را بدرقه کردم...
2yousef
میدانستم عاشق بارانی ، آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی سیل اشکهایم ، تا اشکهایم ابر شود و باران ببارد ، این اشکهای من است که بر روی تو میبارد. آسمان با دیدن چشمهای من می نالد. عشق همین است و راه آن نفسگیر . باز هم میخواهم عشق را با تمام دردهایش، دردهایی که درد نیست چون دوایش تویی. خیالی نیست دلتنگی ها و بی قراری هایش، چون چاره اش تویی. عزیز من تویی، در راز و نیازهایم تنها تویی. با تو بودن یعنی همین ،.
2yousef
نخواهم کشت دل را / از چه باید بگذرم .... از تو ؟؟ سراسر باده عشقم سراپا ساغرم از تو / شهامت میکنم اما ... نه در ترکت عزیز دل / نمی گردد دمی حتی جدایی باورم از تو ...
2yousef
همه پستها لایک می زنند من نگاه تورا
2yousef
آری ، نمی دانستم که حکم عاشقان مرگ است به پيش قاضيان روزگار عاشقی کفر است عاشقان ديوانه اند و مترود هر شهر و ديارند. چه خوش باور گمان می کردم ، اما نمی دانستم که عاشق کس ندارد ، بی کس و تنها ترين بی کسان است.
2yousef
زندگی تعداد نفس ها نیست تعداد لبخند کسی است که دوستش داری بخند تا زندگی کنم ...
2yousef
به یادت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد ز شوق آرزو باشد نه تکرار غم دیروز ....
2yousef
دلم گرفته هوای تو رو کرده نمیدونم کجا دنبالت بگردم نمیدونم چه جوری صدات کنم که بشنوی خدا یا فقط تو ، او میدانید ، مخاطب کیست
2yousef
دوستت دارم رازیست ، که در میان حنجره ام دق میکند وقتی که نیستی !
2yousef
اگر نسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد...
2yousef
ما پیغام دوست داشتنمان را با دود به هم میرسانم ... نمیدوام آن سو برای تو تکه چوبی هست؟ من اینجا دلم را به آتش کشیدم .....
2yousef
ترنم نگاهت ابر های بار ور و معانی شعر باران صدای رعد وجودم را زیر باران فریاد میزند رفتن یا ماندن من خیس شدن را دوست دارم من قدم به قدم هوای این شهر را دوست دارم ارامش نگاهت برایم ماندن است میترسم کلامت رفتن باشد در کوچه محبت خیس شدن گناه نیست من در این کوچه روزی قدم خواهم زد و ان لحظه که به تو رسیدم خواهم گفت: دوست دارم باران را ماندن و ماندن را معانی مجهول ترنم را تو را............................ و باز هم رفتن یا ماندن
2yousef
به مجنون گفت روزي عيب جويي
2yousef
به مجنون گفت روزی عیب جویی : که پیدا کن به از لیلی نکویی
2yousef
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست / دل سودازده از غصه دو نیم افتادست