دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

2yousef

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت / بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت / حیف است طایری چو تو در خاکدان ... درباره »
2yousef
مرد - متاهل
امتیاز: 2760

دنبال‌شدگان

(191 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(415 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

2yousef
2yousef

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
2yousef
2yousef

دوباره سکوت دوباره تنهایی دوباره من ویک دنیا خاطره دوباره تنها شده ام دوباره دلم تنگ است به اندازه غم یک گل پژمرده به اندازه سوز تب یک دشت باران نخورده به اندازه اندوه یک مرغ در قفس دوباره صورتم نم اشگ را حس کرد دوباره باران را به انتظار نشسته ام دوباره درد رابه مداوا نشسته ام دوباره دلشوره به دل نهفته ام دوباره می خواهم به سوی تو بیایم دوباره دلم هوای تو را کرده

2yousef
2yousef

چراغ ریشه های جهل همچنان آویز است به غفلت و به اصرار بر سر درِ شهر و پنهان در پشتِ پرده آذین عقلِ خردمند . تمنایی در آیین پرستش به عادتِ دیرین ، در چپاولِ بی بنیه جماعت ، در خیالِ آخرتِ نیک ، افسوس این سرزمین برنمی تابد سلیم عقلِ پویا را!

2yousef
2yousef

دل پر کینه ات آرام می گیرد اگر

2yousef
2yousef

از انسانها غمی به دل نگیر.زیرا خود نیز غمگینند.با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند…. دکتر شریعتی

2yousef
2yousef

روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ؟ حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد . . . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و … … … … … … … رفت . . . از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود .

2yousef
2yousef

شعر مادر ایرج میرزا

2yousef
2yousef

نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهاد فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم

2yousef
2yousef

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست

2yousef
2yousef

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

2yousef
2yousef

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

2yousef
2yousef

مگسی را کشتم / نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم مرحوم حسین پناهی

2yousef
2yousef

شب آرامی بود

2yousef
2yousef

هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد / بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد / دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد / خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد/ خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد / سوختم آن‌گونه در تب، آه از یارم بپرس / دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد / ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت / عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد

2yousef
2yousef

درجلسه امتحان عشق....... من ماندم ویک برگه سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی ویک بغل تنهائی ودلتنگی درد دل من در این کاغدکوچک جا نمیشود دراین سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند وبرگه سفیدم .....! عاشقانه قطره ها را به آغوش میکشد عشق تونوشتنی نیست !