2yousef
این روزها آرزوهایم هم مینی مآل شده است به خیال چشم تو هم دلخوشم
2yousef
بگذار یک دل سیر به درختها نگاه کنم .شاید شاخه ای دردلم سبز شود . آنوقت می توانی درپاییز آن را بشکنی وهیمه ی اجاقت کنی برای لحظه ای که می تواند چشمهای خیس ترا گرم کند
2yousef
گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن (مثل رود) • باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید) • اگرکسی اشتباه کردآن رابه پوشان (مثل شب) • وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ) • متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک) • بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا ) • اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه )
2yousef
تا شقايق هست زندگي بايد كرد
2yousef
من پذیرفتم شکست خویش را / پندهای عقل دور اندیش را / من پذیرفتم که عشق افسانه است / این دل درد آشنا دیوانه است / می روم شاید فراموشت کنم / با فراموشی هم آغوشت کنم / می روم از رفتنم دل شاد باش / از عذاب دیدنم آزاد باش / گرچه تو تنهاتراز ما می روی / آرزو دارم ولی عاشق شوی
2yousef
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض . صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض . یک طرف خاطره ها! یک طرف پنجره ها! در همه آوازها! حرف آخر زیباست! آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست
2yousef
دلا شبها نمی نالی به زاری
2yousef
وقتی شب لباسی از حریر سپید بر تن کرد وقتی صبح آمد من به عشق بوی توباز آمدم
2yousef
یادمان باشد از امشب خطایی نکنیم / گرچه در خویش شکستیم صدایی نکینم / پرپروانه شکستن هنر انسان نیست / گرشکستیم زغفلت من و مایی نکنیم / یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم / وقت پرپرشدنش سازونوایی نکینم /
2yousef
یادم باشد از این پس عشق را بیشتر در رفتار آدم کوچولوها جستجو کنم !
2yousef
دل من! باز مثل سابق باش/ با همان شور و حال عاشق باش/ مهر می ورز و دم غنیمت دان / عشق می باز و با دقایق باش/ بشکند تا که کاسه ات را عشق / از میان همه تو لایق عشق باش
2yousef
صبح است و خلوت و تنهایی و من که ثانیه ها را می نگرم که چه با منت موسیقی محزون تنهایی را می نوازد.
2yousef
وقتی تمام درد ها ناگفتنی هستند .بگذار تمام شعرهایمان نقطه چین باشند...