2yousef
بارانی که روزها بالای شهر ایستاده بود عاقبت بارید ..كاش تو هم بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی…
2yousef
لبخند تو را در باران میخواستم
2yousef
تو را دوست دارم .........در این باران میخواستم........ تو در انتهای همين كوچه ؛ نشسته باشی من عبور کنم سلام کنم
2yousef
باران از اسمان بر گلها فرود می اید تا بخندند.....اين باران من
2yousef
باران همیشه برایم با غم گریه می کند و می بارد ؛ ابر ها هم بی شک مثل من عاشقند
2yousef
فریادهایم در زیر باران چه بی صدایند
2yousef
صدایت در گوشم پیچید نگاهت در چشمانم نقش بست
2yousef
یک صندلی خالی کنار رویاهام از ان توست بشینی یا بروی دوستت دارم.
2yousef
ماندن به یادکسی که دوستش داری زیباترین اسارت است، دراسارتت گوشه نشینم.
2yousef
قبل عيد هر شب که اخبار شبانگاهی قیمت سکه رو اعلام میکرد و هر روز افزايش مي يافت ؛ زنم میپريد بالا و با خوشحالی دست میزد بعد لم میداد رو مبل و با لبخند نیگام میکرد ......
2yousef
وقتی بچه بودم فک میکردم ماکارانی رو هم مثل برنج میکارن اونجوری نگاه نکنین دیگه بچه بودم الان میدونم که درخت داره ..