استادمون تعريف كرده بود !! اون وقت ها از طرف #آموزش و پرورش هر منطقه يه #دكتر رو ميفرستادن به #مدارس ، واسه #چك كردن و #سلامت بچه ها و #ويزيت رايگان اينا !! كه يكي از اونا #سنجش-بينايي بود !! كه روي جدول E جهت ها رو بايد درست تشخيص ميداديم !! بچه ها يكي يكي رفتن و امدم يه نفر مونده بود ، كه #اصلا با ما حرف زياد نميزد چون #فارسي#حرف-زدن بلد نبود !! فقط (#گيلكي) !! موقع انتخاب گزينه ها ، رفت ته كلاس با #صدايي-بلند-داد ميزد ، #اَرا =راست #اُرا=چپ #بيجير ِ=پايين #بَجور = بالا خلاصه همش رو درست گفت #جايزه گرفت دمش گرم !!
از اونجاي كه مدت زيادي محل كارمون مجهز به #دوربين-مدار-بسته اس و #دانشگاه الحمد الله به جز #wc بقيه جاهاش دوربين نصبه !! احساس ميكنم يكي داره همش من رو ميبينه !! رفتار هامو زير نظر داره و اعمالم #ضبط ميشه ! گاهي خيال ميكنم تو اتاقمم دوربين هستش !! و اين موضوع من رو حسابي اذيت ميكنه !!
اگر #پیرزنـی هم ببینم که هنوز با #وسواس مراقب #عروسکهاشه, فکر نکنم جای تعجب و تحقیری بزاره! / حداقل برای منی که بخش بزرگی از #کودکیـم رو با همین #سربازکهام گذروندم / اونوقتا که هیچ صدایی ازم شنیده نمیشد, #نگران میشدن و دنبالم میگشتن, من توی اتاقم با #لشکرکِشیهام #آروم بودم / همیشه #دشمن قویتر بود ولی اکثرا #پیروز میشدم با اینکه گاهی #یار اندکی مونده بود و با #شکست توفیر چندانی نداشت / یهسِری همیشه #قهرمانهای داستانام بودن، جمع کثیری #سیاه-لشکر هم وقتی همون اول #کُشته میشدن بخاطر اینکه #هزینهها بالا نره, دوباره توی جای دیگه و با یه #شخصیت دیگه انجام #وظیفه میکردن و .. . / با #جنگها, #جابجاییها و #خونه-تکونیها تعداد کمی از #سربازکهام باقی موندن، واسهمین چندوقته بصورت جدی دنبالشون میگردم, حتی در به در توی #فروشگاهها ||| اما چه کودکیم بیشتر با #خاطرات#خوب همراه بوده باشه چه #تلخ، هیچوقت #آرزو نداشتم و ندارم که به #گذشتهم برگردم, چه به #تکرار خوشیها, چه به #جبران اشتباهات که اینبار همهچی رو از اول و درست بسازمش, میخوام قدر #داشتههای همین حالام رو بدونم
اعتراف ميكنم غير ممكنه يه هفته #قرعه كشي برنامه 90 رو از دست بدم !! اصن #عذاب وجدان ميگيرم ، نه به اين دليل كه توي قرعه كشي اسمم دراد يا نه !! دلم ميخواد ببينم ،چند بار توي #مسابقه 90 شركت كردم !!
Naaaaaaaaa
!!!!!!!!!Bob Ross amate?!

12 سال و 11 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 22 دقيقه قبلنع ... دختر خاله بابا بزرگمه....
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 19 دقيقه قبلnoch noch noch.... vali yekam tahcherasho dari
... muhatam bede daste mn beham bezanam vasat mishi copyyysh.... 



12 سال و 11 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبلآیا به فکر کشته شدنی؟؟؟
بابراس فوق العادست...
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 4 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 58 دقيقه قبل