دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرمیـــــــن A+

یه راز بزرگ.... درباره »
آرمیـــــــن A+
مرد - مجرد
امتیاز: 8428

دنبال‌شدگان

(1290 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(929 کاربر)

گروه‌ها

(100 گروه)

بازدید

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+
در نقاشی

...خلاصه پس از رنج و تلاش فراوان و خون دل خوردن این تموم شد... فردا می دمش به ... واترکاستم بره...

دینا
530831_10151456945389319_1800756300_n.jpg دینا
در نقاشی

نقاشی مادر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+

اینجا به جز تو چیزی به من نیست....

آرمیـــــــن A+
131110_246.jpg آرمیـــــــن A+

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+

آخ اگه نبودمن باید تو خونه دانشجویی چی می خوردم؟ عاشقتم تخم مرغ...

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+

دوستان.... بیاین...باشه؟

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+

دیگه دلمو (زنگ زدگی:گیلکی) زده حتی هم منو شاد نمی کنه....

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+

وای که چقدر دلم واسه دورا دبیرستان تنگ شده...حیف که اینجا پلیس داره وگرنه کلی خاطره از دوران دبیرستان واستون می گفتم.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+

وووی خیلی وقته دنبالر نیومدماااااااااااااااااا کجا بودم تو این مدت؟

Iman kamran
200536284-001eye.jpg Iman kamran

1391/10/27 یه مراقب داشتیم که اصن 6دنگ حواسش به همه جا بود ......هر کی میخواست کنه بهش گیر میداد یا برگشو میگرفت .....یهو بهم ریخت ......صداش کردم با گفتم خانوم ببخشین یه دارم خلاصه اومد بالا سرم گفت: بفرما گفتم ببخشین جواب این سوال چی میشه؟ اصن اینو گفتم ....یعنی از آخه ( ) تا تو باشی ندی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥
در خاطرات

ِ مورد نظر همیشه شروع کلاس میاردتمون پای تابلو، تابلو میشدیم می‌رفتیم پی کارمون و هر جلسه به طرز أسفناکی موجب رعب و وحشتمون شده بود و سنگینی حاکم بود / یه بار رفیقم رو صدا زد رو حل کنه که جمیعا هاج و واج مونده بودیم یکم کلاس شلوغ شد و چند نفرم استاد رو دُورش کردن که رفع اشکال کنن و در این حین من بصورت به رفیقم دادم بره بشینه سرجاش هولهولکی رفت و مسئله رو هم حتی پاکش نکرد و اثرش موندگار بود خوشبختانه نرفت و از یافتگان بود / هیچچی دیگه ، خواستم بگم اون حسی که من اون لحظه داشتم رو فکر نکنم نصفشم حتی تجربه کرده بود / بهرحال باید که توی اون می‌بودید تا واقعی کار ِمن رو می‌کردید . / @ایمان رضایی زاده

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘

@O u ➌ Ph ¥ رفتي تو كار درس و امتحان و اين داستانها نمي توني مثه من راحت نفس بكشي ديگه بوي اون ني !! رشته تحصيليت هم خيلي سخته خوب شناسي !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
در خاطرات

يه مدتي ِ هر وقت تو ميشنم ، "مخصوصا" جون توش پر باشه حرف نميزنم تا راننده اول حرف بزنه يا مسافر ها سوال بپرسن كه 95% انها از من سوال ميپرسن و من هم با لهجه شيرين جوابشون رو ميدم انها هم مجبور ميشن گيلكي حرف بزنن اصن يه حالي ميده !! بلدي چرا كلاس مياي

این ارسال را بازنشر کرده است.
دینا
fantasy_art.jpg دینا
در نقاشی

نقاشی به سبک سوررئال

این ارسال را بازنشر کرده است.