سال اول دبیرستان بودم، طبق معمول بهمن ماه که می شد مسابقات فرهنگی و هنری شروع می شد... منم یه طراحی و یه کاریکاتور دادم به مسابقه...چند روز بعد سر کلاس معلم داشت درس می داد که ناظم با کاریکاتورم اومد داخل، رو به من کرد و گفت: این چیه کشیدی پسر؟؟؟ (به خاطر رعایت نکردن شئونات اخلاقی ، برگشت خورده بود) جالب اینجاست که گفت آقای مدیر خیلی ازش خوشش اومد واسه خودش کپی گرفت!!!
#البته کارای ما هم بی تاثیر نبود ما بهش #قوت-قلب مبدادیم که کی بهتر از تو ........ #مثل-تورو-باید-تو-خواب-پیدا-کنه ....خلاصه اعتماد به نفسشو تا حدی بردیم بالا که دیگه میگفت میخوام فعلا باهاش #دوست-اجتماعی باشم تا بعد ببینم به هم میخوریم یا نه
Naaaaaaaaa
!!!!!!!!!Bob Ross amate?!

12 سال و 11 ماه و 21 روز و 2 ساعت و 8 دقيقه قبلنع ... دختر خاله بابا بزرگمه....
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبلnoch noch noch.... vali yekam tahcherasho dari
... muhatam bede daste mn beham bezanam vasat mishi copyyysh.... 



12 سال و 11 ماه و 21 روز و 2 ساعت قبلآیا به فکر کشته شدنی؟؟؟
بابراس فوق العادست...
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 1 ساعت و 50 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 1 ساعت و 45 دقيقه قبل