دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرمیـــــــن A+

یه راز بزرگ.... درباره »
آرمیـــــــن A+
مرد - مجرد
امتیاز: 8428

دنبال‌شدگان

(1290 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(929 کاربر)

گروه‌ها

(100 گروه)

بازدید

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+
در نقاشی

...خلاصه پس از رنج و تلاش فراوان و خون دل خوردن این تموم شد... فردا می دمش به ... واترکاستم بره...

◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

ي سختي رو داشتم سپري ميكردم ،نداشتن ، شكست پرسپوليس و... خوشبختانه يه تماس همه چيز رو كرد ، فردا كلاس رو مي پيچونم و با گروه ، ميرم بيرون مشكل سيستم هم تا حدودي حل شد !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
توسط موبایل در پارادوکس

همسايه مون امروز كرد زن بود !! تو مراسمش شركت كردم ، داشت ، اميدوارم حداقل منو باشه !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

باز وقتی پیداش نیس, میشه از یه خطّ دیگه زنگی ‌زد ‌فهمید صداش از کدوم وری درمیاد .. حتی اگه مثه گوشی ِمن هم که باشه, یه نوری ازش ساطع میشه / ولی .. امان از روزی که این لامصب گم شه .. / مثکه راهی نیس, بخاطرش خودم بایستی یه دستگاه اختراع کنم, حداقل دیگه از های بی‌مورد راحت شیم این دم عیدی .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
توسط موبایل در اعترافگاه

قبلا فك ميكردم كه نداشته باشه كامپيوتر نيس ! يكم بزرگ تر كه شدم به اين رسيدم كامپيوتري كه نداشته باشه كامپيوتر نيس !! الان دارم كامپيوتري كه نت داشته باشه ولي صفحه باز نباشه كامپيوتر نيس !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

وقتی یه‌بار نت وصل نمیشه‌, برق قطع ِ, فشار آب ضعیفِ, هوا آلوده‌ست, جاده رو آب گرفته, ترافیک ِ.. / غیر از ‌ها با , ولادت, شهادت, جشن ملی, عزای‌عمومی, راهپیمایی, جلسه !, بین‌التعطیلی مواجه‌ای و کارات درستُ به موقع پیش نمیرن .. / سوای ‌های و بلاهای طبیعی مثه برف شدید ُبهمن و سیل و خشکسالی و مرگُ میر و سه‌روز خاموشان و خسوف! و کسوف! و زمین‌لرزه و برخورد شهاب سنگ و سایر قضا و غدر .. / خب واضحه که دیگه معنی‌ای نداره, اعصابتونم الکی خورد نکنین .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

(گیلکی): " " برگرفته از واژه‌ی , که امروزه در مواقعی بکار می‌رود که شخصِ ( ), شخصِ را تحت تلقیناتی به مصنوعی وا می‌دارد. \ " " برگرفته از لغت , و به شخصی گویند که با به درجات والایی از فیض می‌رسد. \ " " تکامل‌یافته‌ی واژه‌ی (موقتاً خداحافظ), که به کار بردن آن توجیه‌کننده‌ی دیگران از فرط خویشتن است, که بصورت راحت‌الحلقوم و بدون هیچ توضیح اضافه‌ای این مسئله را بیان می‌کند که دیگر توانایی بیدار ماندن ندارید و بتوانید به‌سرعت صحنه را ترک و به عمیق فرو روید. \ " " برگرفته از , به معنی سخنان بیهوده‌ای که نیز باشند, مثال آن, همین چیزایی که تا به اینجا خواندید. \ خب دیگر عرض " " نباشید دارم خدمت خودم, و باشد که " " شوید .. . (اینا که دیگه تعریف نمیخواد!) | به‌زودی تکمیل می‌شود.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Iman kamran
images (8).jpg Iman kamran
در کلیپ

که از صدا و سیما هم پخش شده .... ( قابل-توجه ) ....باحاله از دست ندین یه خنده ارزش3 مگ رو داره ... 1 عید فربان [لینک] - 2برنامه کودک [لینک] - .....در ضمن به کسانی که بیشترین رو پیدا کنن جوایزی هم به خواهد شد [فایل] [فایل] [فایل]

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

ظاهراً باید ‌ی خوبی بوده باشم یا که اینطوری نشون میدم , این رو خِیل ‌ها , و ‌هایی که فقط برا من تعریف میشه, که توی جمع و برا همه‌, ولی تـَش می‌بینم انگاری فقط من موندم و نگاه به منه, ثابت می‌کنه .. . / بی‌ربط‌تر اینکه : بنظرم با کِسایی بایستی داشته باشیم که به اندازه هر 10 دقیقه صحبتی که می‌کنن , خودشونم حداقل 1 دقیقه و گوش دادن به حرف بقیه رو داشته باشن یا که روی حالات ‌شون یه نَمه بیشتری دارن .. . تا این حد کم‌توقع .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
hadi293_3061_1.jpg O u ➌ Ph ¥

می‌کنم وقتی صدا آهنگ یا فیلم زیاد باشه , بخصوص اگه یا گوشمه , حس می‌کنم قدرت ‌ــم رو از دست دادم یا که واسم خیلی سخت میشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

واجب بود توو دوران , حداقل یه چیزای ساده که به دردمون هم بخوره , مثه رو می‌دادن .. . (خودم بارها ‌خواستم دنبالش برم ولی نشد) / همیشه به این فکر می‌کنم اگه جلوی چشمم تصادفی رخ بده یا به هرطریقی شخصی به بیفته و کِسی جز خودم اونجا حضور نداشته باشه, چقدر و غیرقابل هست تا قبل از اینکه و کمک بقیه برسه ندونم که چه اقداماتی بایستی انجام بدم , همینجور عینهو چوب‌خشک جون دادنش رو کنم یا که با یه حرکت ندونسته زودتر باعث مرگش هم بشم / هیچوقت یادم نمیره یکی از ‌هامون تعریف کرده بود مردم شهرشون رو با کلی زحمت از زیر زنده بیرون می‌آوردن، بعد می‌دیدن شدیداً احساس می‌کنن بهشون می‌دادن و فاتحه مع الصلوات||| .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Iman kamran
Iman kamran

.... ( ) آخه خدا شَمَرَه بیامرزه کیا بیده اید اونم اول سَر صبح .... میان کامل دوگودی بعد با لذت خاصی نیشتی خوردی ......هاسا من ده من کیا بگم آخه دوگودی بعد مرا گودی چاگودی بعد فوگودی سَر خوردی ....... فک کنم اوشا میان ایتا که اما نیدینیم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
2081022619725521252152238123587022940106114.jpg O u ➌ Ph ¥

حاضرم توی با 100ـ‌هزار نفر دست بدم (حتی هم کنم!), ولی توی یه با 10-20 نفری ِخسته , هر دفعه‌ی خدا تحتِ تاثیر ‌ی یکی از این جلوییا , عقبیا , بغلیا , مَحرم و نامَحرم بلافاصله نکِشم و پاسخشون رو ندم .. . ) فقط جای پایینی‌ها و بالایی‌ها خالی (

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘

یه پست های همیشه هـــــــــــست ، که از ، پیداس !! از اون پست هاییِ که ، به خودت زیبـــاس !! از اون پست ها که ، از این پست ها که باید زد !! از اون دردِ دلای که ، از این کپی های خیلی بد !! به زیر سقف منم مثه تو ، منم مثه تو میدونم کَـردَن !!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Iman kamran
lavashak (2).jpg Iman kamran
در سوتی

..... یه پسر هست که من میشناسمش که همین طرف یه سوتی تاریخی داده ...... که این یه چیزی به اسم از زبون بچه ها شنیده بود که خیلی خوشمزه س ........ میره تو یه میگه ببخشید یخورده میخوام..... فروشنده هم که دیگه بنده خدا چیزی نمیتونست بگه ......این سوتی بود که به خاطرش هم گرفتم چون پسره هم اصن یه وضعیه

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥
در خاطرات

معمولا بعد از هر امتحانی یکی از ‌ـِمون این بود که با می‌رفتیم جلو فروشگاه‌ها و ‌ها و ... وایمیستادیم ( بدون استفاده حتی از و اینکه در واقع چیزی مدنظرمون باشه با چشامون به یه اشاره میکردیم ) و دربارش می‌دادیم، مثلا می‌گفتیم اوه اوه چقدر قشنگه ، یکی دیگه میگفت نه ‌یکی که خیلی بهتره و ... یا زمانی که دسته‌ی ها رو می‌دیدیم از دور و بین اون شلوغی کبوتر ِخودمون رو و سریعاً می‌کردیم و اینگونه وقتمون رو قشنگ به میگذروندیم / کِسی هم بود و می‌پرسید دقیق کدوم؟ چند باری که هامون رو " " می‌دید بعد از لحظاتی چند به جمع ما می‌پیوست / امتحانات میاورد و باس می‌شدیم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.