#هفته ي سختي رو داشتم سپري ميكردم ،نداشتن #دنبالر، شكست پرسپوليس و... خوشبختانه يه تماس #تلفني همه چيز رو #عوض كرد ، فردا كلاس رو مي پيچونم و با گروه ، #2نداران ميرم بيرون مشكل سيستم هم تا حدودي حل شد !!
باز وقتی #گوشی پیداش نیس, میشه از یه خطّ دیگه زنگی زد فهمید صداش از کدوم وری درمیاد .. حتی اگه مثه گوشی ِمن #دائم-السایلنت هم که باشه, یه نوری ازش ساطع میشه / ولی .. امان از روزی که این #کنترل لامصب گم شه .. / مثکه راهی نیس, بخاطرش خودم بایستی یه دستگاه #کنترل-یاب اختراع کنم, حداقل دیگه از #خونه-تکونی های بیمورد راحت شیم این دم عیدی .. .
وقتی یهبار نت وصل نمیشه, برق قطع ِ, فشار آب ضعیفِ, هوا آلودهست, جاده رو آب گرفته, ترافیک ِ.. / غیر از #جمعهها با #عید-نوروز, ولادت, شهادت, جشن ملی, عزایعمومی, راهپیمایی, جلسه #اولیا-مربیان!, بینالتعطیلی مواجهای و کارات درستُ به موقع پیش نمیرن .. / سوای #پیچوندنهای #شخصی و بلاهای طبیعی مثه برف شدید ُبهمن و سیل و خشکسالی و مرگُ میر و سهروز خاموشان و خسوف! و کسوف! و زمینلرزه و برخورد شهاب سنگ و سایر قضا و غدر .. / خب واضحه که #برنامه-ریزی دیگه معنیای نداره, اعصابتونم الکی خورد نکنین .. .
#آشنایی-با-اصطلاحات-نُوین-خوس (گیلکی): " #خوسنوتیزم" برگرفته از واژهی #هیپنوتیزم, که امروزه در مواقعی بکار میرود که شخصِ #خوسآور ( #خوسنوتیزور), شخصِ #خوسناک را تحت تلقیناتی به #خوسیدگی مصنوعی وا میدارد. \ " #خوستفیض" برگرفته از لغت #مستفیض, و به شخصی گویند که با #خوسیدن به درجات والایی از فیض میرسد. \ " #خوسعلا" تکاملیافتهی واژهی #فعلا (موقتاً خداحافظ), که به کار بردن آن توجیهکنندهی دیگران از فرط #خوس-آلودگی خویشتن است, که بصورت راحتالحلقوم و بدون هیچ توضیح اضافهای این مسئله را بیان میکند که دیگر توانایی بیدار ماندن ندارید و بتوانید بهسرعت صحنه را ترک و به #خوس عمیق فرو روید. \ " #خوسعبلات" برگرفته از #خزعبلات, به معنی سخنان بیهودهای که #خوس-انگیز نیز باشند, مثال #خوس-شکن آن, همین چیزایی که تا به اینجا خواندید. \ خب دیگر عرض " #خوسته" نباشید دارم خدمت خودم, و باشد که " #خوستگار" شوید .. . (اینا که دیگه تعریف نمیخواد!) | بهزودی تکمیل میشود.
ظاهراً باید #شنوندهی خوبی بوده باشم یا که اینطوری نشون میدم , این رو خِیل #دردودلها , #خاطرات و #داستانهایی که فقط برا من تعریف میشه, #یا که توی جمع و برا همه, ولی تـَش میبینم انگاری فقط من موندم و نگاه به منه, ثابت میکنه .. . / بیربطتر اینکه : بنظرم با کِسایی بایستی #معاشرت داشته باشیم که به اندازه هر 10 دقیقه صحبتی که میکنن , خودشونم حداقل 1 دقیقه #حوصله و #تحمل گوش دادن به حرف بقیه رو داشته باشن یا که روی حالات #چهرهشون یه نَمه #تسلط بیشتری دارن .. . تا این حد کمتوقع .
#اعتراف میکنم وقتی صدا آهنگ یا فیلم زیاد باشه , بخصوص اگه #هندزفری یا #هِدفن گوشمه , حس میکنم قدرت #بویاییــم رو از دست دادم یا که #تشخیص واسم خیلی سخت میشه
واجب بود توو دوران #تحصیل, حداقل یه چیزای ساده که به دردمون هم بخوره , مثه #کمک-های-اولیه رو #آموزش میدادن .. . (خودم بارها خواستم دنبالش برم ولی نشد) / همیشه به این فکر میکنم اگه جلوی چشمم تصادفی رخ بده یا به هرطریقی #سلامتی شخصی به #خطر بیفته و کِسی جز خودم اونجا حضور نداشته باشه, چقدر #وحشتناک و غیرقابل #توجیه هست تا قبل از اینکه #آمبولانس و کمک بقیه برسه ندونم که چه اقداماتی بایستی انجام بدم , همینجور عینهو چوبخشک جون دادنش رو #تماشا کنم یا که با یه حرکت ندونسته زودتر باعث مرگش هم بشم / هیچوقت یادم نمیره یکی از #معلمهامون تعریف کرده بود مردم #زلزله-زدگان شهرشون رو با کلی زحمت از زیر #آوار زنده بیرون میآوردن، بعد میدیدن شدیداً احساس #تشنگی میکنن بهشون #آب میدادن و فاتحه مع الصلوات||| .. .
ما که نفهمیدیم آقا مهرداد چی گفت اما ما چاکریم.
ما اندکی زمان احتیاج داریم تا ریشه کنی کپی پیست رو بررسی کنیم. بعد از اون به تعداد زیادی #دست و یاریگر نیازمندیم
حاضرم توی #ورزشگاه-آزادی با 100ـهزار نفر دست بدم (حتی #روبوسی هم کنم!), ولی توی یه #مینی-بوس با 10-20 نفری #مسافر ِخسته , هر دفعهی خدا تحتِ تاثیر #خمیازهی یکی از این جلوییا , عقبیا , بغلیا , مَحرم و نامَحرم #ناخداگاه بلافاصله #خمیازه نکِشم و پاسخشون رو ندم .. . ) فقط جای پایینیها و بالاییها خالی (
یه پست های همیشه هـــــــــــست ، که از #عمقش ، #کپی پیداس !! از اون پست هاییِ #سردی که ، به #ذهن خودت زیبـــاس !! از اون پست ها که #میرنــــــــجم ، از این پست ها که باید زد !! از اون دردِ دلای که ، از این کپی های خیلی بد !! به زیر سقف #دنبالر منم مثه تو #کاربرم ، منم مثه تو میدونم #کپی کَـردَن #نمیتونم !!
معمولا بعد از هر امتحانی یکی از #تفریحات-سالمـِمون این بود که با #رفقا میرفتیم جلو #ویترین فروشگاهها و #آکواریومها و ... وایمیستادیم ( بدون استفاده حتی از #انگشت-اشاره و اینکه در واقع چیزی مدنظرمون باشه با چشامون #الکی به یه #موردی اشاره میکردیم ) و دربارش #نظر میدادیم، مثلا میگفتیم اوه اوه #اون چقدر قشنگه ، یکی دیگه میگفت نه #اونیکی که خیلی بهتره و ... یا زمانی که دستهی #کبوتر ها رو میدیدیم از دور و بین اون شلوغی کبوتر ِخودمون رو #انتخاب و سریعاً #معرفی میکردیم و اینگونه وقتمون رو قشنگ به #بطالت میگذروندیم / کِسی هم #تازه-وارد بود و میپرسید دقیق کدوم؟ چند باری که #تآکید هامون رو " #اون " میدید بعد از لحظاتی چند #هنگ-زدگی به جمع ما میپیوست / #بهرحال امتحانات #فشار میاورد و باس #تخلیه میشدیم
Naaaaaaaaa
!!!!!!!!!Bob Ross amate?!

12 سال و 11 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 18 دقيقه قبلنع ... دختر خاله بابا بزرگمه....
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 15 دقيقه قبلnoch noch noch.... vali yekam tahcherasho dari
... muhatam bede daste mn beham bezanam vasat mishi copyyysh.... 



12 سال و 11 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 10 دقيقه قبلآیا به فکر کشته شدنی؟؟؟
بابراس فوق العادست...
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 5 ساعت قبل
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبل