zartosht
...تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ...باش فردا که دلت با دگران است ...
zartosht
...او شاد که جان دادنم از غم شده نزدیک ...من خوش که زحال دلم اورا خبری هست ...
zartosht
بچه ها کیو باید اعدامش کنیم ؟ هان ؟ علی جون ؟ مریم ؟ امین ؟ د زود باشین دیگه ؟
zartosht
...دلم آشفته ی آن مایه ی نازست هنوز ... مرغ پر سوخته در پنجه ی بازست هنوز ...
zartosht
...هرگزم یاد تو از لوح دل و جان نرود ...