واقعا دلم یه معجزه می خواد. و لازم به ذکره که دلم می خواد تمام کتاب های روانشناسی ای که میگن "معجزه ی خودت خودتی و اینا..." رو آتیش بزنم! معجزه ی من حتما باید یه جایی بیرون از خودم توی دست های یکی دیگه باشه!
الان تو یه شبکه اجتماعی یکی بهم گفت به عنوان خط آخر سال 91 یک جمله برام بنویس،نوشتم : هر وقت خدا را یافتی معنای زندگی را خواهی فهمید....بعد یکی سوال کرد آخه خدا رو چطوری میشه یافت؟؟؟...گفتم: مثل یک عاشق برای جلب نظر او کار کن!...خدا روزیمون کنه
مي ترسم که عمر مجال دوباره ديدنت را ندهد. اشکم سرازير ازحسرت روزهاي هدر رفته است . اگر آمدي ونشاني من به گورستان شهر بود . فقط خوبيهايم را به خاطر آور ..
خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را خوش به حال باد گونه هایت را لمس می کند و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد! کاش مرا باد می آفریدند تو را برگ درختی خلق می کردند؛ عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟! در هم می پیچند و عاشق تر می شوند…
نامرد حقش نبود
13 سال و 5 ماه و 14 روز و 21 ساعت و 27 دقيقه قبل