نمی دونم حاجی دهنوی بود یا نقویان...یه حرف باحال زد..گفت اولین شرط واسه قبول کردن خواستگار اینه که.... به نظرت یه آخوند می تونه چی بگه...؟؟...ایمان؟خدا؟پیغمبر؟ نــــــه! گفت مهمترین و اولین اولویت باید این باشه که طرف به دلت بشینه...بله!
بعد از سالگردهاست که یه غم بزرگ تو دلت میشینه ... فرقی نداره سالگردِ چی بوده ... اولین بوسه ،اولین عشق، ازدواج ،طلاق، تولد، خنده ش ... خنده ت ... گریه ش... گریه ت ... آخرش به همین حسِ مبهمِ غمگین میرسه ...
اینکه نظر گذاشت ناراحت نشدم اینکه حرفی زد که اصن نتونست بعدن جوابشو بده ناراحتم کرد...وقتی اومدم دیدم نظرشو.. رفتم خصوصی بهش گفتم منظورت چی بود میگفت بیخیال جواب سر بالا میداد...
اجی ی مدت ی مشت پسر زبون نفهم بلا نسبت احسان...خیلی میرفتن رو مخم...دیروز من ی خطاب به امیر دادم یکی از پسرا اومده بود ی نظر گذاشته بود که من نمیدونم اصن چه منظوری داشت..بعد هم نزدیک بود درگیری بشه پلیس دیدگاه رو بسته بود...هر کی رفته بود تو پروفم خونده بود سوتفاهم شده بود...میاومد خصوصی سوال پیچ کردن منم زدم به سیم اخر ی پست گذاشتم تو عمومی گفتم هر چه میخوان فکر کنن..الان تو پروفم هست