الهام
توسط موبایل
امروز عجب روزي بود دله يه نفرو شكوندم يكي ديگه بدجور دلمو شكوند.....
S@eeDE
من و پاییز و خیابون ، رسیدیم به هم دوباره چه ضیافت عزیزی ، یاد های پاره پاره یه سقوط بی نطیر ، غم نارنجی برگ یه نسیم هرزه گرد ، درک حس سرد مرگ پرسه های بی دلیل ، قلبهای بی قرار دیروز پاهای ناگزیر ، یاد های در فرار امروز کوچه های نا تمام ، پاییز های زرد زرد سنگفرش خیس خیس ، سال های یاد و درد
S@eeDE
خدایا خسته ام ... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ... از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا ... خسته ام ... از دوری ...از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ خسته ام ... آری پروردگارم از این دنیا خسته ام از آدم هایش از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام ... پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست چرا قطره ای از عشق در چشمان بنده هایت نیست همش دروغ پیدا است همش نیرنگ پیدا است ... دیگر دست محبتی در میان مردم نیست دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست سفره ی دل مردم همش دروغ است ... به ظاهر پاک و صادقانه است ... ای خدایم ای معبودم خسته ام ... کو زندگی پاک و مقدسانه ... کو دست عشق و محبت ... کو سفره ی وفا و صداقت ...همه رفته اند و نیرنگ مانده است من خسته ام ...از این همه بی وفایی ...از این همه درد انتظار ...از این همه حسرت ... از این همه اشک ... از این همه ناله و فغان ... خسته ام ... آری ... خسته ام ... از دست خودم خسته ام از دست این زندگی که برایم سیاه بختی آورده است خسته ام ...
هنوز تصمیم نگرفتم
14 سال و 9 ماه و 5 ساعت و 26 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 28 روز و 7 ساعت و 47 دقيقه قبلyavash asisam saram terekid
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 16 ساعت و 37 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 14 ساعت و 20 دقيقه قبلmer29+1 zahmat keshidi
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبل