دکتر علی شریعتی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالیکه سه هفته از سفرش به انگلستان میگذشت، در ساوتهمپتون به شکل مشکوکی درگذشت.
دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود. شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند، ولی در قبرستانی کنار آرامگاه زینب کبری (ع)، در شهر دمشق نگهداری میشود و خانوادهاش هزینه نگهداری جسد وی را متقبل شدند.
سوسن شریعتی دختر علی شریعتی روایت می کند که قرار بود از جسد دکتر شریعتی بهره برداری سیاسی شود. در خرداد 56 جسد دکتر شریعتی قرار بود به ایران منتقل شود و از این جنازه بهرهبرداری و سوء استفاده شود.
وی می گوید که در آن زمان در مورد جسد شریعتی یک بلاتکلیفی وجود داشت و بحث بر سر اینکه این جسد کجا دفن شود به موضوعی برای بهرهبرداریهای سیاسی تبدیل شده بود. موضعگیریها در مورد مرگ شریعتی نیز متفاوت بود و در آن دوران نوجوانی برای من نشانهها و سیگنالهایی را به دنبال داشت.
سوسن شریعتی تصریح می کند که عدهای با مرگ او خوشحال شدند که برای من نوجوان شناخت و پی بردن به وجود این عده جالب بود. کسانی نیز بودند که میخواستند این جسد را به بهانهای برای درگیری سیاسی تبدیل کنند. بحثهایی هم در مورد مرحوم بودن و یا شهید بودن او در گرفته بود که نشان از همدلی و یا عدم همدلی با شریعتی بود.
سوسن شریعتی روایت می کند که در تشییع جنازه شریعتی امام موسی صدر حضور داشت. در آن تشییع جنازه که امام موسی صدر نیز حضور داشت بنده نبودم و خاطرات من به مراسم چهلم شریعتی که در بیروت برگزار شد برمیگردد. در نتیجه تلاش امام موسی صدر جنازه شریعتی در زینبیه دمشق به امانت سپرده شد.
شریعتی متفکری بود که رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت. او بهطور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده میداند و آن را توام با اسارتپذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی میکرد. وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد میکرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملتهای شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده است. البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.
منبع : خبر آنلاین
دخـــــتر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت پــــــــــدرته... دخـــــتر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پــــــــــدرته.... دخـــــتر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستات بگیری و بعدش دیگه از هیچی نترسی دستای مهربون و گرم پــــــــــدرته.... دخـــــتر که باشی میدونی همه دنیا پــــــــــدرته... دخـــــتر که باشی میدونی هر جای دنیا که باشی ، چه کنارت باشه یا نباشه قویترین فرشته نگهبان زندگیت پــــــــــدرته...
قابل توجه همه بچه های دنبالر: چنانچه شما منشی تلفنی خبره در کار منشی گری میخواستید،با ایشون تماس بگیرید. ضمنا قسمتی از کار این فرد را در کلیپ زیر نشان داده ایم. با تشکر. راستی اسم این بنده خدا بهنود هست.(به عبارت دیگه،داداشمه) لایک و بازنشر یادت نره (بزارین یک کار پیدا کنه و بچه هاش رو بتونه غذا بده)
سالروز میلاد خجسته حضرت #فاطمه#زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، #همتای#امیر#مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم و بر شما دوستان پاکم بانوان و دختران ایران زمین مبارک باد . . .
یــــک روز میفهمی که خیلی دوستــــــــت دارم و آنوقت با خودت میگویی : کاش تمام زندیگیش میَشدم عشــــــــــق، چیـــــز عجیبی نیست، عزیـــــــز دلم...!! همیـــــن است که تو دلت بگیرد و من ! نفســــــــــــم ..! کم محلی هایت منو بیشتر مــــــشتاق میکنه..! کاش میفهمیدی بخاطره تو دست رد به سینه چه کســـایــــــی زدم!! نمي دانــم چــرا بيــن ايــن همــه آدم پــيــله کــرده ام بــه تــو ,شــايد فــقط با تــو پَروانه می شَوَم
eli joon age ax mizari bezar,chera az posh sar mizari?!! age az posh sar mizari,eb nadare....joone man hadaghal 90daraje becharkhoon safesho bezar gardanam dard gereft!!!
دکتر علی شریعتی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالیکه سه هفته از سفرش به انگلستان میگذشت، در ساوتهمپتون به شکل مشکوکی درگذشت.
14 سال و 3 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 18 دقيقه قبلدلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود. شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند، ولی در قبرستانی کنار آرامگاه زینب کبری (ع)، در شهر دمشق نگهداری میشود و خانوادهاش هزینه نگهداری جسد وی را متقبل شدند.
سوسن شریعتی دختر علی شریعتی روایت می کند که قرار بود از جسد دکتر شریعتی بهره برداری سیاسی شود. در خرداد 56 جسد دکتر شریعتی قرار بود به ایران منتقل شود و از این جنازه بهرهبرداری و سوء استفاده شود.
14 سال و 3 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 18 دقيقه قبلوی می گوید که در آن زمان در مورد جسد شریعتی یک بلاتکلیفی وجود داشت و بحث بر سر اینکه این جسد کجا دفن شود به موضوعی برای بهرهبرداریهای سیاسی تبدیل شده بود. موضعگیریها در مورد مرگ شریعتی نیز متفاوت بود و در آن دوران نوجوانی برای من نشانهها و سیگنالهایی را به دنبال داشت.
سوسن شریعتی تصریح می کند که عدهای با مرگ او خوشحال شدند که برای من نوجوان شناخت و پی بردن به وجود این عده جالب بود. کسانی نیز بودند که میخواستند این جسد را به بهانهای برای درگیری سیاسی تبدیل کنند. بحثهایی هم در مورد مرحوم بودن و یا شهید بودن او در گرفته بود که نشان از همدلی و یا عدم همدلی با شریعتی بود.
سوسن شریعتی روایت می کند که در تشییع جنازه شریعتی امام موسی صدر حضور داشت. در آن تشییع جنازه که امام موسی صدر نیز حضور داشت بنده نبودم و خاطرات من به مراسم چهلم شریعتی که در بیروت برگزار شد برمیگردد. در نتیجه تلاش امام موسی صدر جنازه شریعتی در زینبیه دمشق به امانت سپرده شد.
شریعتی متفکری بود که رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت. او بهطور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده میداند و آن را توام با اسارتپذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی میکرد. وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد میکرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملتهای شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده است. البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.
منبع : خبر آنلاین