دیروزیکی یه آگهی تبلیغاتی انداخت تو ماشین ( ینی داد دستم ) منم دو متر اون ور تر از شیشه پرت کردمش بیرون . کلی عذاب وجدان گرفتم . هم برای بیرون انداختن اون آگهی هم برای بی احترامی به اون شخص . دیشبم کلی با خودم دعوا کردم . امروز بیرون یکم زباله که مردم ریخته بودن تو طبیعت رو جمع کردم الان حسم بهتره .
آره اینجا دوستای خوبی دارم . این خیلی خوبه . فرقی هم ندارن دوستای اینجا برام با دوستای همسایه . فقط اینجا نمیبینم دوستامو فرقش همینه .
آره میرم . نه از داخل یکم شلوغم ولی خوبه بازم . ینی نسبت به دوسال یا حتی یک سال پیش خیلی بهترم . ینی خودم که فکر میکنم دیوونه ای بودم واسه خودم اساسی .
مطهره میدونی اصلا از 9 یا 10 سالگیم پر از مشکل و سختی بود دورو برم . اونا تاثیر گذاشتن کم کم تا دو سال پیش که داغون شدم . ولی الان خوبم . بهترم میشم کم کم . سخته . خیلی سخته . بعضی وقتا فجیع میبازم به خودم .