علیرضا
مثلا چی بگم ؟ از حقیقت مستقل از ذهن ؟ از حکمت مشاء ؟ از ناتورالیسم ؟ از چی ؟ هر حرفی جایی داره . هر فکری هم حدی . هر جسمی هم عقلی .
علیرضا
زیباترین حرفت را بگو..شکنجه پنهان سکوتت را آشکار کن..و هراس مدار از آنکه بگویند..ترانه بیهودگی نیست..چرا که عشق..حرفی بیهوده نیست .
علیرضا
دهنی که بازه تا همه چی بگه . تنها چیزی که ازش بیرون نمیاد منطق هست . که البته نشونه از تفکر بی منظق هست .
علیرضا
امشب چو شب به نیمه رسد خیزم..وز..این سیاه زاویه بگریزم..پنهان رهی شناسم و با شوق می روم..ور بایدم دویدن , با شوق می دوم..گر بسته بود در ؟
علیرضا
وقتی داری سروده های شاملو رو میخونی اما حتی یک بیت هم نمیفهمی از بس که فکرت خسته شده .
علیرضا
باد و بارون و شب و رعد و برق .
علیرضا
از ناگفته ها , از نسروده ها پُرم ; از اندیشه های ناشناخته و..اشعاری که بدان ها نیندیشیده ام . عقده ی اشک من درد پُری , درد سرشاری است . و باقی ناگفته ها سکوت نیست , ناله ئی ست .
علیرضا
بهش میگم خب برو دیگه . میگه میخوام بیشتر پیش رفیقم باشم . اولین باری بود که اینو میگفت . اولین بار .