دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علیرضا

زندگی یک لحظه هست . و هر لحظه یک زندگیه جدیده . درباره »
علیرضا
مرد - مجرد
امتیاز: 9365

دنبال‌شدگان

(364 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(696 کاربر)

گروه‌ها

(73 گروه)

بازدید

علیرضا
علیرضا

هر چیزی به دلیلی اتفاق میافتد .

علیرضا
علیرضا

مثلا چی بگم ؟ از حقیقت مستقل از ذهن ؟ از حکمت مشاء ؟ از ناتورالیسم ؟ از چی ؟ هر حرفی جایی داره . هر فکری هم حدی . هر جسمی هم عقلی .

علیرضا
علیرضا

زیباترین حرفت را بگو..شکنجه پنهان سکوتت را آشکار کن..و هراس مدار از آنکه بگویند..ترانه بیهودگی نیست..چرا که عشق..حرفی بیهوده نیست .

علیرضا
علیرضا

دهنی که بازه تا همه چی بگه . تنها چیزی که ازش بیرون نمیاد منطق هست . که البته نشونه از تفکر بی منظق هست .

علیرضا
علیرضا

یادش بخیر قبلا ها شاید 4 5 سال پیش تو یه گروه تئاتر کار میکردم اسمم مثلا بود دژان آنتون دژان . ژنرال بودم مثلا . بعد مجوز ندادن نشد که بشه . به استاد گفتم چرا منو انتخاب کردی ؟ گفت واسه صدات . آخه معمولی که صحبت میکنم صدام تا 16 تا خونه اونور تر میره . یا مثلا استاد موسیقی میگفت نُت خونی یاد بگیر بیا تو گروه کُر .

علیرضا
علیرضا

علیرضا هستم . مورد قبول واقع شده در رانندگی .

علیرضا
علیرضا

رفته بودم خونه دوستم . توی آکواریوم براش باغچه درست کردیم با نظارت من . بعد براش گل کاشتیم . بعدش چندتا کرم خاکی بود تو خاک یکم با کرما اذیتش کردم . بعد سم پاشید به خاکه من کرمارو ورداشتم سما که رفت دوباره گذاشتمشون مثلا نجاتشون دادم . بعد فیلم دیدیم . خندیدیم . بعد تا خونه دویدم . قلبم درد گرفت .

علیرضا
علیرضا

قلبم به شدت تیر میکشه .

علیرضا
علیرضا

امشب چو شب به نیمه رسد خیزم..وز..این سیاه زاویه بگریزم..پنهان رهی شناسم و با شوق می روم..ور بایدم دویدن , با شوق می دوم..گر بسته بود در ؟

علیرضا
علیرضا

وقتی داری سروده های شاملو رو میخونی اما حتی یک بیت هم نمیفهمی از بس که فکرت خسته شده .

علیرضا
علیرضا

پست مدرنیسم میخواد خراب کاری های مدرنیسمو درست کنه .

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضا
علیرضا

باد و بارون و شب و رعد و برق .

علیرضا
علیرضا

ما در ظلمت ایم..بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت, ما تنهائیم..چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند, ما خاموش ایم..زیرا که دیگر هیچ گاه به سوی شما باز نخواهیم آمد, و گردن افروخته..بدان جهت که به هیچ چیز اعتماد نکردیم , بی آنکه بی اعتمادی را دوست داشته باشیم .

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضا
IMAG1526.jpg علیرضا

آب مجتمع قطع بود . ولی من تونستم آب پیدا کنم

علیرضا
علیرضا

از ناگفته ها , از نسروده ها پُرم ; از اندیشه های ناشناخته و..اشعاری که بدان ها نیندیشیده ام . عقده ی اشک من درد پُری , درد سرشاری است . و باقی ناگفته ها سکوت نیست , ناله ئی ست .

علیرضا
علیرضا

بهش میگم خب برو دیگه . میگه میخوام بیشتر پیش رفیقم باشم . اولین باری بود که اینو میگفت . اولین بار .