دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیر رباب پور درخشان

Amir Derakhshan the fourth day I was born in Spring Currently the French apparel brand dealer okai... درباره »
امیر رباب پور درخشان
مرد - مجرد
امتیاز: 345.4

دنبال‌شدگان

(177 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(178 کاربر)

گروه‌ها

(10 گروه)

بازدید

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

@آریــَــن خوب هی تلنگر می زنی تلنگر می زنی دل منو بسوزونی تازشم یه کادو داشتم واست ولی انرژی ندارم که واست بفرستم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

جیغغغغغغغغغغغغ جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ من می خواممممممممم پس بدین بهممممممم. واسه فردامو بدین امروز استفاده کنم خوببببببببببببب جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ ( )

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

جیغغغغغغغغغغغغغغغ جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ من هنوز یه عالمه انرژی دارممممممممم واسه چی می گین انرژیت تموم شدههههههههه (من با پروفایل )

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
rmation.jpg آزاده ایــرانی

شنبه، یکشنبه، دوشنبه در اعتراض به گرانی نان و شیر نمیخریم فقط 3 روز با هم متحد باشیم... ********** پاورقی: یعنی میشه؟ یعنی میتونیم؟!

و 2 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

زین بیخردان سفله بستان داد دل مردم خردمند... ای دیو سپید پای در بند! ای گنبد گیتی! ای دماوند! آن مشت تویی، تو ای دماوند! تو مشت درشت روزگاری از گردش قرنها پس افکند ای مشت زمین! بر آسمان شو بفکن ز پی این اساس تزویر بگسل ز هم این نژاد و پیوند برکن ز بن این بنا، که باید از ریشه بنای ظلم برکند زین بیخردان سفله بستان داد دل مردم خردمند .... ! ملک شعرای بهار

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

امروز با دوست دخترم بیرون بودم، تا رسیدم خونه دست کردم تو جیبم دیدم گوشیم نیست.. زنگ زدم کسی جواب نداد، مسیری رو که پیاده اومده بودم برگشتم،نبود! منم جوگیر, گفتم :خدایا اگه پیدا بشه یه گوسفند میکشم..! ... خلاصه با حال و روز داغون برگشتم خونه زنگ زدم به دوست دخترم گفتم: عزیزم من گوشیم گم شده، اگه زنگ زدی یا اس.ام.اس دادی جواب ندادم نگران نشو.. گفت: نه عزیزم من نگران نشدم! چون گوشیتو توی ماشین من جا گذاشتی.. ولی نیوشا جون و نازی جون و عسل جون تا حالا کلی اس.ام.اس دادن یک بند هم دارن زنگ میزنن, فکر کنم اونا خیلی نگرانت شدن.. گوشیتو میندازم تو سطل آشغالِ کنارِ درِ ورودیه همون پارک خراب شده ای که با توی عوضی توش آشنا شدم, دیگه هم به من زنگ نزن.. بـــــــــــــای هانــــــی... حالا یه سوال: من الان باید گوسفند بکشم یا نباید بکشم..؟!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

زن یعنی نـاز ... مرد یعنی نیــاز ... مرد یعنی باید ، زن یعنی شاید... مرد یعنی ساختن ،زن یعنی سوختن... مرد یعنی دلدار ،زن یعنی دلداده... مرد یعنی آری،زن یعنی گاهی… مرد یعنی دم، زن یعنی باز دم… مرد یعنی سخاوت ،زن یعنی صداقت…. مرد یعنی ساختن ،زن یعنی سوختن... مرد یعنی بیارام ،زن یعنی بیاسای… مرد یعنی یک جرعه هوس،زن یعنی جام لبریز نفس… و مرد یعنی تنها یک واژه و آنهم "مرد" ...... و زن یعنی تنها یک واژه و آنهم "عشـق'

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

دلم میگیرد از آدمهایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت میدهند دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمیکند و نوری که تاریکی میدهد از کلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت میدهند دلم میگیرد از سردی چندش آور دستی که دستت را میفشارد و نگاهی که به نگاه توست و هیچ وقت تو ر ا نمی بیند از دوستی که برایت دو بال برای پریدن هدیه می آورد و پرواز را با منفور ترین کلمات معنی میکند گاهی حتی دلم از خودم هم میگیرد ( شریعتی)...

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

گاه دلتنگ میشوم ٬ دلتنگ تر از همه ی دلتنگ ها گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرتها را و محاکمه می کنم وجدانم را... من کدام قلب راشکستم؟ کدام احساس را له کردم؟ کدام خواهش را نشنیدم؟ و به کدام دلتنگی خندیدم؟ که اینچنین دلتنگم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

من همواره تلاش بی‌ وقفه‌ای کرده‌ام تا رفتار دیگران را مسخره و تحقیر نکنم، بلکه آن را بفهمم. باروخ اسپینوزا

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

در شهر من .. فاحشه ها را سنگسار میکنند غافل از آنکه شهر پر از فاحشه های مغزیــست و کسی نمی داند که مغزهای هرزه ویرانگرترند تا تن های هرزه .....!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

در زندگي زخم هايي هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد. اين دردها را نمي شود به كسي اظهار كرد، چون عموما عادت دارند كه اين دردهاي باورنكردني را جزو اتفاقات و پيشامدهاي نادر و عجيب بشمارند. و اگر كسي بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي مي كنند آن را با لبخند شكاك و تمسخرآميز تلقي بكنند ! صادق هدايت:بوف كور

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

ه چشمان یک زن بنگر! تا شجاعت را بیاموزی وقتی نفس های کودکش را میشمارد و گرسنگی را فراموش میکند و با یک لبخند شاد کودکش دنیای غم هایش را به اسانی به شادی میفروشد و جان میدهد برای انکه با شیره جانش او را پروریدست ....

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

گر روزی دشمن پيدا كردی، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودی¤ اگر روزی تهديدت كردند، بدان در برابرت نا توانند¤ اگر روزی خيانت ديدی، بدان قيمتت بالاست¤ اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت ميخواهد

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

شنیده بودم روزی پدری پسربچه سربه هوایش را صدا کرد و دیوار کوچکی را به او نشان داد و گفت از این پس هر خطایی که کردی یک عدد میخ به این دیوار می کوبی تا یادت باشد چندبار خطا کرده ای ... از فردای آن روز هر بار پسرک خطایی مرتکب شد پدر میخی به دستش داد تا به دیوار بکوبد ، یک روز صبح پسرک چشمش به دیوار پر از میخ افتاد و در کمال ناباوری دید ظرف چند روز تمام دیوار پر از میخ های خطاهای او شده . شرمنده شد و از پدرش پرسید حالا که دیوار پر از میخ شده چه کاری از دستش برمی آید ؟ پدر کمی مهربان تر شد و پاسخ داد از فردا هر کار خوبی که انجام بدهی می توانی یکی از میخ ها را از جا بکنی . پسرک از فردای آن روز برای جبران خطاها شروع کرد به کارهای خوب تا آنجا که تمام میخ ها از دیوار بیرون کشیده شد . وقتی که پسرک با خوشحالی دیوار خالی از میخ را به پدر نشان داد پدر لبخندی زد و گفت ( آفرین تمام میخ ها را بیرون کشیدی اما نگاه کن پسرم جای تمام میخ ها سوراخ مانده ... ) ما انسانها هربار که بی پروا میخی به روابط خود می کوبیم و به خیالمان که با گذشت زمان و یا جبران آن لحظه ، دردش را فرو خواهیم نشاند غافلیم که شاید ببخش