دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیر رباب پور درخشان

Amir Derakhshan the fourth day I was born in Spring Currently the French apparel brand dealer okai... درباره »
امیر رباب پور درخشان
مرد - مجرد
امتیاز: 345.4

دنبال‌شدگان

(177 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(178 کاربر)

گروه‌ها

(10 گروه)

بازدید

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

When I'm with you, eternity is a step away, My love continues to grow with each passing day. This treasure of love, I cherish within my soul, How much I love you... you'll never really know. You bring a joy to my heart I've never felt before, With each touch of your hand I love you more and more. Whenever we say good-bye, whenever we part, Know I hold you dearly deep inside my heart. So these seven words I pray you hold true, "Forever And Always I Will Love You"...

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

I dont know what love is ? But i only know about love is that it hurts your heart deapl

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

دنیای مجازی چیست؟ روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم.مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. دررستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیستنوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:- عمو... میشه کمی پول به من بدی؟ فقط اونقدری که بتونم نون بخرم- نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.- باشه برات میخرم صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته.- باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم است ، بیرونش کند. وجدانم مرا منع می کرد. گفتم نه مشکلی نیست.بذار بمونه. برا

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

امروز 100 دلار دستم بود,اين اتفاقات رخ داده: 7 دختر بهم پیشنهاد دوستی دادن 12 دختر بهم پیشنهاد رسوندن دادن 4 همجنسگرا بهم چشمک زدن 28 قاچاقچی دنبالم کردن 44 ضد شورش دنبالم کردن که وسطشون چند تا دزد هم بود چند تا پیشنهاد ازدواج هم داشتم

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

چه کسی تو را به خاطر خودت دوست دارد؟ زنجیره عشق ومحبت...... به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش را قطع مي کني کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در هنگام خواب نظاره کند در انتظار کسي باش که مايل باشد پيشاني تو را ببوسد[حمايتگر تو باشد] کسي که مايل باشد حتي در زماني که درساده ترين لباس هستي تورا به دنيا نشان دهد کسي که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگيرد در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد توبياورد که تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست و چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد در انتظار کسي باش که زماني که تو را مي بيند به دوستانش بگويد اون خودشه[همان کسي که مي خواستم]

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

علف باید به دهن بزی شیرین بیاد! میگفتن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه عمری خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم غافل از اینکه اصلا طرف بز نبود . . . گاو بود به خوردن مقوا عادت کرده بود!

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

شیطان ده ساعت وقت لازم دارد تا یک مرد را گول بزند ، و زن یک ساعت وقت می خواهد تا ده مرد را اغفال کند!

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگم... بوس بوس گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر بعد از قطع کردن تلفن : دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه!

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم حسین پناهی

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

دوستت دارم هدیه ایست که هر قلبی فهم گرفتنش را ندارد ! قیمتی دارد که هر کسی , توان پرداختنش را ندارد !! جمله کوتاهی است اما هر کسی " لیاقت " شنیدنش را ندارد ...

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان
در دوره

آدم ها فقط آدم هستند، نه بیشتر و نه کمتر ... اگر کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای ... و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی، آنها تو را می شکنند.... بینِ این آدم های آدم، فقط باید عاقلانه زندگی کرد؛ نه عاشقانه ...

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

خانم دوشیزه پولکیـان آیا وکیلم شما را با مهریه دو صدم نصف ربع سکه بهار آزادی به عقد دایم آقای بخت برگشته در آورم ؟! عروس رفته سایتِ مثقال رو چـِـك كنـه .. وکیلــــم؟ وایـــسا بینیم دلار چی شد بابا !! بـراي بار آخر ميپرسم .. عروس خانوم وکیلـــــــــم ؟ با اجازه بانکِ مرکزی بــلــــــــه )) !!

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

سال 1391 تو تاکسی] راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟… مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم! راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!… این میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم خورد ندارم!… مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو می‌آم! روزی صدهزارتومن گرون می‌شه! شما دویست تومن گرونش کردین؟! راننده: خانوم کرایه‌ش همینه! قبل از پل هشتصد تومن، بعد از پل یه میلیون. اینجا تعرفه‌ش تو موبایلم هست، بذار آپدیتش کنم. یه مسافر دیگه: آقا واسه صدتومن ارزش نداره، فشارتو می‌بری بالا! بده بهش بره. من حساب می‌کنم! راننده: برو خانوم! برو بقیه شو بنداز صندوق صدقات! مسافر درو محکم می‌بنده، می‌گه: برو گم شو! داهاتی! راننده یه آهی می‌کشه می‌گه: ببین چجوری جلو این همه مسافر من‌و سکه‌ی بهار آزادی یه پولم کرد.

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند

امیر رباب پور درخشان
امیر رباب پور درخشان

الان تازه می فهمیم اصحاب کهف چه حالی داشتن وقتی بیدار شدن دیدن پولشون دیگه ارزش نداره!!!! فقط فرقش اینه که اونا سیصد سال خوابشون برد ولی ما هر روز صبح این حس بهمون دست میده!!!