≠Jaguar≠
عـــِشق را کــِنار تیرک راه بند ، تـــازیانِه میــزَنند . !!!
≠Jaguar≠
چـــِرا دروغ میـــشنَوَم ، تـــآ کِــــی!!!
≠Jaguar≠
من فکر می کنم
هرگز نبوده
دست من
این سان بزرگ و شاد:
احساس می کنم
در چشم من
به آبشر اشک سرخگون
خورشید بی غروب سرودی کشد نفس؛
احساس می کنم
در هر رگم
به تپش قلب من
کنون
بیدار باش قافله ئی می زند جرس.
≠Jaguar≠
آمد شبی برهنه ام از در چو روح آب در سینه اش دو ماهی و در دستش اینه گیسوی خیس او خزه بو، چون خزه به هم. من بانگ بر گشیدم از آستان یاس: ((- آه ای یقین یافته، بازت نمی نهم!))
≠Jaguar≠
میــــــــــشِه بذارم پیـــشِ تو چَـــند روزــــــــــی زِنـــدِگیــــــــم . . . 100% ( زیـــباست ) <3 <3 <3
≠Jaguar≠
زِنـــدِگی چیــست ؟ خیالی | واقعی لذت | ذلت شیرین | تلخ خوب | بد زشت | زیبا نَــفَهمــیدَم هَــنوز رویِ چــِه تَــضادی زِنــدِگی میکُــنَم .
≠Jaguar≠
وَقـــتایی کــِه دِلــَم میـــگیــرِه !!!