به خانه می رفت با کیف و با کلاهی که بر هوا بود چیزی دزدیدی؟ پدرش گفت.. دعوا کردی باز؟ مادرش پرسید.. وبرادرش کیفش را زیر و رو می کرد در پی آن چیز که در دل پنهان کرده بود.. تنها مادر بزرگش دیده بود شاخه گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش و خندیده بود......
خرد تا به زنان میرسد نامش مکر میشود مکر تا به مردان میرسد نام عقل میگیرد درخواست توجه تا به زنان میرسد نامش حسادت میشود وحسادت تا به مردان میرسد می شود غیرت