♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
بدترین گناه آن است که به کسی که ترا راستگو می پندارد دروغ بگویی...
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی...
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
ای نارفیق... به کدامین گناه ناکرده تازیانه می زنی بر اعتمادم؟؟؟ زیر پایم را زود خالی کردی. سلام پر مهرت را باور کنم یا پاشیدن زهر خیانتت را؟؟؟
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
وای از شبها هوای آغوشت دیوانه ام میکند موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم لالایی ها پیشکش من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم آه و آه و بازم آه خسته شدم از این همه آه شبها تمام آه ها در سینه منند ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم اما حیف که قول داده ام من خوبم ....من آرامم...... فقط کمی دلواپسم...
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
آن روز که سقف خانه ها چوبی بود، گفتار و عمل در همه جا خوبی بود... امروز بنای خانه ها سنگ شده، دلها همه با بنا هماهنگ شده...
♥♥♥ ســعــیــد ♥♥♥
کمک کن ننه جون از خيايان رد بشم . چشام سو نداره مادر...
امـا #هـمـه زود مـتـوجـه مـیـشـن کـه چـقـدر ن#ـاراحـتـم... : )
14 سال و 5 ماه و 14 روز و 8 ساعت و 38 دقيقه قبل