#مخاطب-خاص... گاهی #یاد-تو چنان لبخندی مرموز بر لبانم مینشاند که اطرافیان درحسرت این #دل-خوش من میمانند و در تقلا تا بتوانند این لبخند مرموز من را تحلیل کنند... اما من به آنها نخواهم گفت که #یاد-تو من را #دلشاد میکند تا چشمان حریص و تنگ نظر آنان شورشورانه باعث از بین رفتن این #سرخوشی نشود... و اگر آنها بدانند که فقط #یاد-تو فقط #یاد-تو فقط #یاد-تو من را به این #اغمایی-از-خوشی میبرد حتما خواهند گفت اگر او را ببینی چقدر دیدنی تر خواهی شد!!! و من چطور متشکر نباشم از تو که سر منشا همه این #خوش شدن ها هستی...
نه بسـته ام به کـس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رهـا، رهـا، رهــا مـن
زمـن هــرآن که او دور
چون دل به سینه نزدیک
به من هـر آن که نزدیک
جـدا از او جدا من
نه چشم دل به سوئی
نه بـــاده در سـبوئی
کـه تـر کـنم گلــوئی
بــه یــاد آشــنا مــن
ســتاره هــا نهـفتن
در آسمــان ابـــری
دلم گرفته #ای-دوست
هـــوای گریـه با #مـن...
امـا #هـمـه زود مـتـوجـه مـیـشـن کـه چـقـدر ن#ـاراحـتـم... : )
14 سال و 5 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 56 دقيقه قبل