دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Anonymous

هر روز همان روز را زندگي كن و بدين سان تمامي عمر را به كمال زيسته اي درباره »
Anonymous
مرد - مجرد
امتیاز: 8075

دنبال‌شدگان

(2354 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(445 کاربر)

گروه‌ها

(182 گروه)

بازدید

Anonymous
Anonymous

اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .

✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
توسط موبایل در درد دل ..

رابند هم که بزنی بی فایده است،هر کاری کنی بازهم غم وغصه ازترک هایش چکه می کند..

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

حرفی نیست... خودم سکوتت را معنی می کنم کاش می فهمیدی گـاهی همین نگاه سردت... روی زمستان را هم كم می كند!!!

Anonymous
Anonymous

وقتی کسی در کنارت هست،خوب نگاهش کن به تمام جزئیاتش... به لبخند بین حرف هایش.. به سبک ادای کلماتش، به شیوه ی راه رفتنش،نشستنش.. به چشم هاش خیره شو.. دستهایش را به حافظه ات بسپار... گاهی آدم ها انقد سریع میروند،که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند

Anonymous
Anonymous

گاهی پای کسی میمانی .... که نه دیدی اش .... نه میشناسی اش ....... فقط حسش کرده ای .... تجمسمش کرده ای ... پشت هاله ای از نوشته های مجازی روی پیج مجازی اش ... که هر روز میخوانی و در جوابش میگویی .... لایک ....

Anonymous
Anonymous

ایستاده و آرام به سمت آینه میخزم با اظطراب دلهره آور تعویض چشم ها وتازه می‌شود دل از تماشای دو مروارید درخشان بر کیسه پاره پوره ی صورتم. جهان پر از لبخند و پروانه سفید بود!!!!!! کدام بود؟ این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام دیدارش کردم؟

Anonymous
Anonymous

@AmirMasoud Dvc معتاد

Mona
Mona

از لاشخورها فرار کن،،، حتی اگه خودت گرگی . . . !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

سالهاست که برچوبه ی دار زندگی آویزانم افسوس که از کشیدن صندلی خبری نیست!!!!! لعنت به این زندگی.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

آه از این دنیای بی رنگ و سرد....ما به همخون همدیگر رحم نداریم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

بر پرده هاي در هم اميال سر كشم نقش عجيب چهره يك ناشناس بود نقشي ز چهره يي كه چو مي جستمش به شوق پيوسته ميرميد و به من رخ نمي نمود يك شب نگاه خسته مردي بروي من لغزيد و سست گشت و همانجا خموش ماند تا خواستم كه بگسلم اين رشته نگاه قلبم تپيد و باز مرا سوي او كشاند نو ميد و خسته بودم از آن جستجوي خويش با ناز خنده كردم و گفتم بيا بيا راهي دراز بود و شب عشرتي به پيش ناليد عقل و گفت كجا مي روي كجا راهي دراز بود و دريغا ميان راه آن مرد ناله كرد كه پايان ره كجاست چون ديدگان خسته من خيره شد بر او ديدم كه مي شتابد و زنجيرش به پاست

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دلم رابدون اجازه بردی... حالا برای پس گرفتنش باید التماست کنم !...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

به شبنمی‌می‌ماند آدمی و عمر چهل روایتش، به لحظه رویت نور بر سطح سبز برگی می‌لغزد و بر زمین می‌چکد.... تا باری دیگر و کی؟ و چگونه؟ و کجا؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
°o.O پــاک30مــا O.o°
donbaler.com.jpg °o.O پــاک30مــا O.o°

@*فرياد* تولدتان را صمیمانه تبریک گفته و از ایزد منان برایتان شادی سلامتی و سربلندی آرزو دارم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مریـم بانـو
مریـم بانـو

لعنت به نگاهی ؛ که نمیدانی معنایش رفتن است ، یا ماندن ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

در آسمان نه عجب گربه گفته حافظ /سرود زهره به رقص اورد مسیحارا

این ارسال را بازنشر کرده است.