Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
Anonymous
نزدیک بوووودا............خداروشکر
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ای یار ، ای یگانه ترین یار چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند/ . انگار در مسیری از تجسم پرواز بود که یک روز آن پرنده نمایان شد /انگار/ از خطوط سبز تخیل بودند/ آن برگ های تازه که در شهوت نسیم نفس می زدند/ انگار آن شعلهٔ بنفش که در ذهن پاکی پنجره ها می سوخت/ چیزی به جز تصور معصومی از چراغ نبود .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من آن رندم که گیرم از شهان باج /بپوشم جوشن و بر سر نهم تاج/ فرو ناید سر مردان به نامرد/ اگر دارم کشند مانند حلاج
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دیگر خنده بر لبانم جاری نمیشود.....میدانی چرا؟؟چون خیانت را دیدم...بجای سخن گفتن..لبانم را با دندان هایم دوختم