دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Anonymous

هر روز همان روز را زندگي كن و بدين سان تمامي عمر را به كمال زيسته اي درباره »
Anonymous
مرد - مجرد
امتیاز: 8075

دنبال‌شدگان

(2354 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(445 کاربر)

گروه‌ها

(182 گروه)

بازدید

Anonymous
Anonymous

اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .

Anonymous
Anonymous

سكوت پیش از آغاز آفرینش به وجود آمده است و آسمانها در فضا پراكنده شدند، بی هیچ حرفی و سخنی....

Anonymous
Anonymous

در سكوت گوش فرا ده، چون اگر دلت پر از چیزهای دیگر باشد نمی توانی صدای آفریدگار را بشنوی.

Anonymous
Anonymous

داداشای گل خودم شب خوش....آبجیا دلاتون آباد زنگ خوراتون فراری..........

Anonymous
Anonymous

پشه ای در استکان آمد فرود تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود کودکی -از شیطنت- بازی کنان بست با دستش دهان استکان! پشه دیگر طعمه اش را لب نزد جست تا از دام کودک وا رهد خشک لب، میگشت، حیران، راه جو زیر و بالا ، بسته هر سو راه او روزنی میجست در دیوار و در تا به آزادی رسد بار دگر هر چه بر جست تکاپو می فزود راه بیرون رفتن از چاهش نبود آنقدر کوبید بر دیوار سر تا فرو افتاد خونین بال و پر جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ لیک آزادی گرامی تر ، عزیز

Anonymous
Anonymous

عشق پرواز بلندي‌ست مرا پر بدهيد به من انديشة از مرز فراتر بدهيد من به دنبال دل گمشده‌اي مي‌گردم يك پريدن به من از بال كبوتر بدهيد تا درختان جوان، راه مرا سد نكنند برگ سبزي به من از فصل صنوبر بدهيد يادتان باشد اگر كار به تقسيم كشيد باغ جولان مرا بي‌در و پيكر بدهيد آتش از سينة آن سرو جوان برداريد شعله‌اش را به درختان تناور بدهيد تا كه يك نسل به يك اصل خيانت نكند به گلو فرصت فرياد ابوذر بدهيد عشق اگر خواست، نصيحت به شما، گوش كنيد تن برازندة او نيست، به او سر بدهيد دفتر شعر جنون‌بار مرا پاره كنيد يا به يك شاعر ديوانة ديگر بدهيد

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است... @†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

...در دوردست باغ برهنه چکاوکی بر شاخه می سراید این چند برگ پیر وقتی گسست از شاخ آندم جوانه های جوان باز می شود بیداری بهار آغاز می شود

Anonymous
Anonymous

من حاصل عمر خود ندارم جز غم در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم یک همدم باوفا ندیدم جز درد یک مونس نامزد ندارم جز غم

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

هر گاه خبرهای بد را به عنوان یك نیاز به تغییر و نه یك خبر منفی پذیرفتید، شما از آن شكست نخورده اید، بلكه چیزهای تازه ای از آن آموخته اید.

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

من نگویم که بهاری که گذشت آید باز/ روزگاری که به سر آمده آغاز شود /روزگار دگری هست و بهاران دگر /شاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاتر

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

مرا به بزم خوشی های خود سرانه مبر/ به سردی خشن سنگ خو گرفته دلم/ مرا به خانه مبر زادگاه من کوه است/ ز زیر سنگی یک روز سر زدم بیرون/ به زیر سنگی یک روز می شوم مدفون

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

رفتم به کلیسیای ترسا و یهود/ دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود/ با یاد وصال تو به بتخانه شدم /تسبیح بتان زمزمه ذکر تو بود

Anonymous
Anonymous

خدا به همه شفا بده......

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

در گوشه ای از خودم تلنبار شدم گنجشک به خواب رفته بودم دیشب امروز ولی کلاغ بیدار شدم

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

تاريكي از اين قشنگ تر مي خواهي؟ اي مرگ بيا گلوي ما را بفشار