Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مرا بسوزانید و خاکسترم را بر آبهای رهای دریا بر افشانید، نه در برکه، نه در رود: که خسته شدم از کرانه های سنگواره و از مرزهای مسدود
بازی با کلمات و دِل واژه ...
درخت آمده از پشت در به دیدن من/ که بشنود خبر لب به جان رسیدن من/ ولی درخت نداند که من چه جان سختم /هزار ساله درختم/ که هر چه باد خزانی کند پریشانم /زنو شکوفه دهم ،باز هم جوانه کنم /و هر جوانه ی نو را پر از ترانه کنم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یک بار هم ندید آن بلبل ِ جوان ِ غزلخوان ِ باغ را /یا دید وُ حس نکرد آن روح ِ عاشقانهء دور از کلاغ را
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مجنون و پریشان توام دستم گیر سرگشته و حیران توام دستم گیر هر بی سر و پا چو دستگیری دارد من بی سر و سامان توام دستم گیر
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یا رب بگشا گره ز کار من زار/ رحمی که زعقل عاجزم در همه کار/ جز درگه تو کی بودم در گاهی/ محروم ازین درم مکن یا غفار
Anonymous
توسط پیامک
باز من اومدم...دلم برای همتون تنگ شده بود دوستان...حیف اینترنت در دسترس نیس...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
قمار میکردم...ساز دلم نواخت باز.....انگار آشنایی باز به دلم سر زده است...اما نمیداند....چند سوایی است که دل مرا پلمپ کرده اند.....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در غم ما روزها بیگاه شد/ روزها با سوزها همراه شد/ روزها گر رفت گو رو باک نیست/ تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست/
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو محفلی ، تو جِرمی و تو عنصر تو حافظی ، تو مسجدی ، تو کوکبِ درخشان تويی همان مرهمِ زخمِ پنهان.....وطنم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تا سال دگر دگر نبینی ما را ای شب هردم که جانب ما نگری بیروشنی سحر نبینی ما را