Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
محبت آتشی در جانم افروخت /که تا دامان محشر بایدم سوخت /عجب پیراهنی بهرم بریدی /که خیاط اجل میبایدش دوخت
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلی دیرم خریدار محبت/ کز او گرم است بازار محبت/ لباسی دوختم بر قامت دل/ زپود محنت و تار محبت
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو دوری از برم دل در برم نیست/ هوای دیگری اندر سرم نیست/ بجان دلبرم کز هر دو عالم /تمنای دگر جز دلبرم نیست
بازی با کلمات و دِل واژه ...
شرم دارم از نگاه...میهراسم..میهراسم باز هم قلبم با دیدنت آتش بگیرد آرام جانم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دوباره باید رفت....اما این بار با کمی درد
Anonymous
. از این بوگیرهای توالت که اسانس کاپوچینو و یا قهوه داره اصلا نخرید چون وقتی که میرید کافی شاپ تا براتون قهوه و یا نسکافه میارن، خاطرات زنده می شه!