Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
Anonymous
فکر کرده کار سختیه....کسی نیست بگه جرات داری برو کنار ماشین گشت ارشاد اینجوری وایستا.....
Anonymous
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟ با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟ گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ما انسان ها گاهی از حیوانات پست تر میشویم
Anonymous
خدا ما رو برای هم نمیخواست .. فقط میخواست همو فهمیده باشیم بدونیم نیمهی ما مال ما نیست .. فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم تموم لحظه های این تب تلخ .. خدا از حسرت ما با خبر بود خودش ما رو برای هم نمیخواست .. خودت دیدی دعامون بیاثر بود چه سخته مال هم باشیم و بیهم .. میبینم میری و میبینی میرم تو وقتی هستی اما دوری از من .. نه میشه زنده باشم نه بمیرم نمیگم دلخور از تقدیرم اما .. تو میدونی چقدر دلگیره این عشق فقط چون دیر باید میرسیدیم .. داره رو دست ما میمیره این عشق
Anonymous
گاه گاه حسرت هایی در من ساخته میشود...ولی وقتی به خود می آیم و درباره اوون حسرت خووب فکر میکنم میبینم اون ویژگی که حسرت رو در من زنده کرد زمانی یکی از خصلت های اخلاقی من بوده و یا میتونست با انتخاب درست من باشه.....پس من چیزی کم ندارم...من من هستم یعنی همه چی.....(این در مورد همه صدق میکنه)
Anonymous
یه بارم GLX م رو بردم نمایندگی گفتم آقا این چرا از جیب درنمیاد ؟ یارو گوشی رو گرفت تست کرد گفت مشکل از جیب شلوارتونه ! هیچی دیگه رفتم یه شلوار جدید خریدم درست شد ؛ حالا شما هی راه به راه عیب بزارید روی گوشی !
Anonymous
خاک می خواند مرا هر دم به خویش می رسند از ره که در خاکم نهند آه شاید عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهند
Anonymous
دوستای گلم من یه چند وقت میرم....بدجور داغونم.....راستی آرش رو کشتم....من الان هیچی نیستم جز یه جسد....امیدوارم همیشه خندون ببینمتون
Anonymous
مرد زندانی میخندید. شاید به زندانی بودن خویش, شاید هم به آزاد بودن ما. راستی زندان کدام سوی میله هاست؟؟؟
Anonymous
امروز به آنهایی می اندیشم که روی شانه هایم گریه کردند...اما نوبت من که شد دیگر نبودند...!!!
Anonymous
لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود من اسم این لحظه ها را همیشه گذاشته ام