آریــَــن
رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی گفتا پـَـ نه پـَـ تو یاد من می دادی!
آریــَــن
خیلی جالبه :از سوسک می ترسیم...از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم. از عنکبوت می ترسیم...از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببندد نمی ترسیم. از شکستن لیوان می ترسیم..........از شکستن دل آدمها نمی ترسیم. از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم............ . .از خیانت به دیگران نمی ترسیم
آریــَــن
پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟» زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.» پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.» ... زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.» پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند
آریــَــن
وقتی برای کسی فاتحه می خونن، با انگشت روی قبرش ضربه می زنن.. که این کار در واقع همون لایک زدن به روح شخص مرحومه
آریــَــن
کوتاه ترین داستان دنیا: روزی روزگاری خدا ما را آفرید ، تا آدم باشیم قصه ما به سر رسید . خدا به خواستش نرسید
آریــَــن
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا نیز داستان زیر میباشد که نویسنده ی مشخصی ندارد ! آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند
آریــَــن
دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است انحنای روح من شانه های خسته ی غرور من تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است کتف گریه های بی بهانه ام بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است دردهای پوستی کجا؟ درد دوستی کجا؟ دفتر مرا دست درد می زند ورق شعر تازه ی مرا درد گفته است درد هم شنفته است پس در این میانه من از چه حرف می زنم؟ درد، حرف نیستَ درد، نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟
آریــَــن
گآهـــــی فِــــکر میکُـــــنَمــ عــــاشق رآ بـا الـــــــف باید نوشــــت تا کِــــه معلـــــوم شَــــود ســـرش هميشهـ كلاه مــــــي رود
آریــَــن
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻄﺎﻟﺒﺸﻮﻥ ﻻﯾﮏ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻩ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﺤﻞ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﻪ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﯽ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺠﺎﺯﯾﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﻋﮑﺴﺸﻮﻥ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ سو نایس
آریــَــن
کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضای گروه تقسیم می شود. روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین عضو گروه راه می رود. راهی که رقابت ندارد و به رهروانش حقوق نمی دهندو ایشان را نیازی به سوت و کف مشوقان نیست . ناجی بی منت یکدیگرند. گروه می سازد تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانونگذارشان معشوق. عشق به طبیعت عشق به زندگیست و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست . کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت ورزش ما نیست .باور ماست. زندگی ماست. ادموند هیلاری
پس از دانلود و extract کردن قایل zip ، فایل exe را اجرا کنید . پس از اجرای برنامه پوشه ای درون ِ درایو c کامپیوتر شما extract میشود و آیکن بازی ِ پازل روی دسکتاپ شما قرار خواهد گرفت !
13 سال و 2 ماه و 13 روز و 3 ساعت و 3 دقيقه قبلبرای اجرا حتما باید یکی از دات نت فریم ورک ها روی سیستم ِ شما نصب باشد !
از طریق این لینک ( [لینک] ) می توانید دات نت فریم ورک را دانلود کنید ..
پیروز باشید ..
لینک دانلود بازی : [لینک]